جواب
كتاب مستطاب و خطاب مشكين نقاب كه از حضرت نويين اعظم و شهريار افخم ، سرور جهان و جهانيان ، رفيع القدر آسمان شان ، قائد ملوك الزمان ، ناشر العدل و الاحسان ، قامع البدعة و الطغيان ، المستغنى عن الالقاب و العنوان ، المختص بمزيد عناية الملك المنان ، عضد الدولة و الدين قرهيوسف كامران ، اعز اللّه له الاعوان و لا يخلو عنه المكان ، مصحوب خلف الاعاظم و الاكارم مراد بك زيد قدره ، وصول اجلال پذير ( ؟ ) يافت و بمراسم تعظيم و لوازم تكريم مضامن اخلاص مشحونش را مطلع گشته بميرميران روم و امراء آن مرز و بوم فرمان داده بوديم كه چون شررشرار پرشر و شور و آتش وقود فتنهء خصم مقهور و كلب عقور تيمور مكسور ، لعنه اللّه و دمره مع توابعه و لواحقه ، قريب ولايت آن خدام گردد ، عساكر منصور و مظفر بتوفيق اللّه و تأييده چون سيل روان و بحر بيكران بجنبش درآمده پى در پى در رسند و باشد كه آن آتش جهانسوز را به خاك سياه برابر ساخته دود ظلم ظلمت اندود آن گروه شياطين نهاد را از چهرهء آينه مثال جهان زدوده و عالم و عالميان را منير و مصفا سازند كه قلع و قمع و دفع و رفع آن طايفهء باغيه بر جميع فرق ناجيه الزم و اوجب است . بايد كه آن جناب نيز به احكام شيروان و گيلان و كردستان و لورستان بالجمله يكدل و يك جهت شده و همگى را بر عنايت شاهانه سربلند ساخته ليلا و نهارا از تدابير صائبه غفلت ننموده و فحواى
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
« 1 » را پيشنهاد خود كرده توكلت على اللّه گويان
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران 53