الملك و الملة سلطان يلدرم بايزيد ضاعف اللّه سلطنته و ابد ملكه و مملكته سلام و تحسينى ، كه لايق بساط شاهى و مناسب بزم شاهنشاهى باشد ، از بريد صباى عنبرسا اتحاف و اهدا داشته خواهان لقاى فرح فزاى خداوندى اعلى اللّه شأنه شناسند . نيل آن مراد بر وجه احسن ميسر باد . انه رؤف بالعباد .
بعده از ناقلان اخبار و صادران امصار همانا اصغاء فرموده باشند كه مهيج نار شر و شور و محرك سلسلهء فتنه و غرور ، تيمور مقهور دمره اللّه و قهره ، از توران بايران گذشته و هلاكووار دعوى ايلخانى كرده ، زمرهء اهل اسلام را تا حد فارس مستأصل نموده كارى كه او بعرض پرده نشينان مؤمنان مىرساند حاشا كه از مشركان - كه العياذ باللّه - بعد از استيلا بظهور آيد و حالا متوجه آذربايجان است و بفرموده
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 1 » اين هواخواه با او در مقابله و مقاتله تقصيرى نخواهد كرد و سر و جان بذل اسلاميان خواهد نمود .
اميد كه آن حضرت نيز از اين خصوص واقف گشته ، امراء سرحد را فرمان دهند كه حاضر وقت بوده اگر احتياجى واقع شود فرصت را فوت نفرمايند كه دفع آن نابكار از غزاى كفار اولى و انسب است و شمهاى در آن شائبهء شبهه نيست و العون من اللّه .
باقى احوال را از رسانندهء رسالهء اتحاد ، امير امجد اكرم مراد ، زيد قدره كه از جملهء مخصوصان و خويشان اين سعادت خواه است استفسار فرموده بر وجه استعجال مجاز فرمايند . باقى همواره ايام كامرانى بر وفق آمال و امانى گذران باد الى يوم التناد « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء بقره 251
( 2 ) - منشآت فريدون بيك جلد اول ص 119 - 118