تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
حق‌بين پى جمعيت و دارودسته مأمور شده رفته در محلّ از كم‌ّوكيف و حقيقت اين مسئله كه در واقع اشتباه‌كارى غريبى كرده‌اند تحقيق نموده به اولياى دولت راپورت بدهند . در اين صورت شايد بگذارند مخلص هم خواب راحتى بكند . مخلص صميمى - جواد زير نامه به خط خود جواد سعد الدوله : قربانت شوم با حالت كمال ضعف ، طاقت نياوردم دو كلمه به خط خودم ننويسم . اگر در مقام دوستى [ و ] انسانيّت بخواهيد كارى از براى من بكنيد ، معلوم بفرمائيد به چه تقصير مرا گرفتند . چرا خجالت نمىكشند . تقصير مرا بگويند . ضامن براى چه مىخواهند . چه بكنم يا چه نكنم ، همه‌اش ايهام است و اشارات ، يعنى چه . و اللّه و باللّه اگر در زمان بربرها اين اوضاع بوده است . هرچه آشكار مىكنم يوم البتّه مىشود . « 1 » خداوند رحمتى به حال اين مردم بكند .

- 424 - فرمان محمد على شاه قاجار به وزير دربار راجع به مميّزى املاك و مستغلات دار الخلافه و توابع آن

متن فرمان محمّد على شاه قاجار كه در 11 ربيع الاول 1325 به نام غلامحسين خان غفارى « 2 » وزير دربار اعظم و حاكم دار الخلافهء طهران صادر شده است .
هامش
( 1 ) . در اصل چنين است . ( 2 ) . غلامحسين خان غفارى ( 1366 - 1276 ه . ق ) سابق الذكر پسر ميرزا هاشم خان امين الدوله و برادرزادهء فرخ خان از درباريان ناصر الدّين شاه ، مظفر الدين شاه ، محمد على شاه و احمد شاه بوده و دورهء پهلوى اوّل و دوّم را نيز درك كرده است . در سال 1299 ق پس از اينكه ميرزا محمد خان امين‌خلوت برادرش ملقّب به اقبال الدوله شد ، غلامحسين خان جاى برادر را گرفت و در شوال همين سال ملقّب به امين‌خلوت شد و در سال 1309 ق ملقّب به وزير مخصوص گرديد . در سال 1314 ق در سلطنت مظفر الدين شاه مدت كوتاهى وزير دربار شد . در اوائل مشروطيت ( 1325 ق ) در زمان سلطنت محمد على شاه ملقّب به صاحب‌اختيار گرديد . مدتى هم از سالهاى 1324 تا 1325 ه . ق حاكم تهران بود . غلامحسين خان غفارى مسؤوليت‌هاى ديگرى نيز برعهده داشته است كه تفصيل آن در صفحات 7 تا 10 جلد سوّم شرح‌حال رجال ايران تأليف مهدى بامداد درج شده است . مرحوم بامداد در صفحهء 10 همين كتاب مىنويسد : صاحب‌اختيار مردى بود نيك‌نفس ، نظربلند ، هرچه از هرجا درمىآورد خرج مىكرد و هرچه هم درآورده بود و به ارث از اين و آن به او رسيد در زمان حياتش خرج خود كرد و چندان چيزى از خود باقى نگذاشت .