توصيهء متحصّنين ابراهيمآباد و مشكآباد
تاريخ نامه 21 شعبان المعظم 1324 ، يعنى چند ماه پس از درگذشت مظفر الدين شاه است كه در 14 ذى قعدهء 1324 اتفاق افتاد . ظاهرا سعد الدوله درين تاريخ در قم به صورت تبعيد بسر مىبرده است .
مخاطب نامه مشخّص نيست ، ولى قطعا يكى از رجال بانفوذ دربار محمد على شاه بوده است .
فدايت شوم از اقدامات حسنهء حضرتعالى در مادهء خود بىخبر نيستم و همهروزه كسان مخلص مىنويسند و ازين جهت كمال تشكّر حاصل است . ولى تأسّف درين است كه هرقدر فرياد مىكنم ، دوستان بنده ملتفت اصل مسئله نيستند و به اقتضاى دوستى و انسانيّت خودشان اصرار در رهايى و استخلاص مخلص مىفرمايند . چنانچه تقصير يا تهمت مخلص شباهتى به تقصير يا تهمت ديگران مىداشت ، البتّه بنده را هم مثل آنها مرخص كرده بودند . اما در صورتى كه شاهزاده عين الدوله به موجب سند دولتى بنده را مثل كاكا قنبر به مبلغ معين القدر و الوصف و به شرط اينكه به طهران نيايم و نه فرنگستان بروم ، به دستور موسيو نوز « 1 » فروخته باشد ، بندگان اقدس اعلى ارواحنا فداه و حضرت صدارتپناهى مدّ ظله ، در صورتى كه كمال ميل به آزادى اين بنده داشته باشند ، چه مىتوان كرد .
فقط اميدى كه داشتم به دوستى سى و پنجسالهء حضرت اشرف مشير الدوله « 2 »
هامش
تقى خان امير كبير بدين شغل منتخب و زمانى هم ژنرال كنسول ايران در بغداد بود . در خلال سالهاى 1287 - 1288 ه . ق كه چند نفر محصّل براى تحصيل فن تلگراف به تفليس فرستاده شدند ، از جمله جوانى بود به نام ميرزا جواد كه بعدها پس از فوت قنبر على خان ، سعد الدوله لقب گرفت . وى پس از بازگشت به ايران مسؤوليتهايى برعهده داشته است كه عبارتند از : رئيس تلگرافخانهء آذربايجان - رئيس مدرسهء مظفريهء تبريز - وزيرمختار بلژيك - وزير تجارت در دورهء صدارت عين الدوله - نمايندهء مجلس شوراى ملّى - وزير امور خارجه در كابينهء ميرزا احمد خان مشير السلطنه - كفيل رياست وزراء هنگامى كه ابو القاسم خان ناصر الملك در اروپا اقامت داشت . ( شرححال رجال ايران ، ج 1 ، ص 288 ) .
( 1 ) . نوزNausبلژيكى رئيس كل گمركات ايران .
( 2 ) . مشير الدوله - مراد ميرزا نصر الله خان نائينى ( مصباح الملك - مشير الملك - مشير الدوله ) است . وى قريب به هشت سال در صدارت امين السلطان و عين الدوله مستقلا وزير امور خارجه بود . مدت شش ماه در سلطنت مظفر الدين شاه و دو ماه در سلطنت محمد على شاه صدراعظم بود . در مورد روابط مشير الدوله و سعد الدوله ( موضوع اين نامه ) مرحوم مهدى بامداد به نقل از كتاب خاطرات و خطرات هدايت مىنويسد :