تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
كار اين شركت خيريه بشود بجا و بموقع است و موجب رواج علم و صنعت است . شهر صفر 1317 .

- 422 - شكايت اهالى شيراز از شعاع السلطنه « 1 »

صدر فرمان مهر مظفر الدين شاه قاجار به سجع « العزّة للّه مظفر الدين شاه قاجار » و دستخط او : وزير مخصوص « 2 » كليهء نوكر دولتى كه در فارس هستند در حكم شما خواهند بود . آنچه شما به آنها بگوييد فرمايش خودمان است ، بدون تخلف بايد مجرى بدارند ، شوال 1323 . و در حاشيه سمت راست پايين فرمان ، صحيح است . وزير مخصوص چون بعد از رفتن شعاع السلطنه به فرنگستان اهالى فارس به عنوان اينكه از طرف اجزاء ايالت و مباشرين محلّى نسبت به آنها پاره‌اى « 3 » تعدّيات شده است . و همچنين به‌واسطهء دعاوى و تظلّماتى كه راجع به ملكيت خالصجات فارس دارند ، آغاز شكايت كرده و استدعاى رسيدگى و احقاق حق نموده بودند و ما هم به اقتضاى كمال رأفت و رعيت‌پرورى مقرر فرموده بوديم مأمور مخصوص از دربار همايونى براى تحقيق و رسيدگى روانه خواهيم فرمود . و لازمهء معدلت ملوكانه هم اين بود كه يكى از رجال محترم دولت را كه محلّ كمال وثوق و اعتماد خودمان باشد مأمور كنيم اين است كه شما را مطابق اين دستخط كه دستور العمل شما است براى اين كار
هامش
( 1 ) . ملك منصور ميرزا شعاع السلطنه پسر دوم مظفر الدين شاه در سلطنت پدر خود دوبار در سالهاى 1318 و 1322 قمرى والى فارس شد و در هردوبار مردم به تحريك متنفذين محل بر ضد او شورش كردند و دولت مجبور شد كه او را از آنجا احضار نمايد . انگيزهء شورش شيرازيان عليه استاندار براى اين بود كه شعاع السلطنه خواست به بازار وكيل و سراهاى اطراف آن‌كه از بناهاى كريم خان وكيل مىباشد ، دست اندازى كند و حرفش هم اين بود كه چون بناهاى مزبور جزو خالصجات است و شاه هم به موجب فرمانى اينها را به من بخشيده بنابراين ملك من است و بايد آن را متصرف شوم و درآمد آنها بايد عايد من گردد ( شرح‌حال رجال ايران ، ج 4 ص 156 ) . ( 2 ) . صاحب‌اختيار ( غلامحسين خان غفارى ) برادر ميرزا محمد خان اقبال الدوله و پسر ميرزا هاشم خان كاشى امين‌خلوت از اجلهء درباريان ناصر الدين شاه بود . در اوّل امين‌خلوت بود و بعد وزير مخصوص و بالاخره به لقب صاحب‌اختيار ملقّب گرديد . در اوايل سلطنت مظفر الدين شاه حكومت فارس و كرمان و خراسان را عهده‌دار شد ( به‌طور خلاصه از رجال عصر مشروطيت به كوشش حبيب يغمايى و ايرج افشار ) . ( 3 ) . در اصل : پارهء . تا چند دههء پيش همزه به جاى ( اى ) به‌كار مىرفته است .