خدايگانى ، ملازمانپرورا در اين وقت كه يوم پنجشنبه دهم شهر رمضان و زمان رفتن چاپار است ، بمقتضاى لوازم بندگى بر خود واجب مىشمارم كه جنابعالى را از فدوى خود مختصرا اطلاعى بدهم . جناب جلالتمآب امين الملك روز غرّهء اين ماه از پاريس عزيمت فرمودند . اين بنده نيز بنابه رسمى كه متداول است ، از بابت انجام مدّت متجاوز از دو سال كه خدمت ايشان بسر بردم ، بطور مشايعت خدمت بوده [ همراه ] جناب ايشان به مرسيل « 1 » رفتم .
روز پنجم را به كشتى نشستند . اين بنده هم به پاريس آمده « 2 » ، به زودى تغيير منزل داده ، يكى بهواسطهء گرانى و يكى بهواسطهء دور بودن از مريضخانه . در مهمانخانه [ اى ] كه در محلهء معلمين واقع است ، منزل محقّرى « 3 » گرفته و با نهايت شدّت و اهتمام بسيار مشغول كار خود هستم . بدين معنى كه روزى دو نوبت صبح و عصر به مريضخانه مىروم و هرروز چهار ساعتى در مدرسهء تشريح ، مشغول عمل تشريح هستم و ساير اوقات را نيز در منزل با تعجيل تمام كار مىكنم كه شايد بتوانم ان شاء الله به فضل الهى و مرحمت سركار عالى تا سه ماه ديگر امتحان اصل را بدهم كه مشكلترين امتحانها است از براى من . و ان شاء الله هرطور باشد خواهم داد ، اگرچه منتهاى زحمت را داشته باشد تا خدا چه خواهد .
صاحباختيار من ، هيچ ضرور نيست عرض كنم كه بعد از رفتن الچى « 4 » چقدر به من بد مىگذرد ، چنان كه اسباب مختلفهاش را ملاحظه مىفرمايند . اولا بالاتر از همه دور بودن از حضور بندگان عالى و ساير متعلّقان . تصوّر بفرمائيد با ميل مفرط من به طهران چقدر بر من صعب خواهد بود كه ببينم همهء همراهان رفتند و من بجا ماندم . از آن گذشته ، خيالى بزرگ در سر دارم و مىخواهم به التفات شما ان شاء الله جزء حكيمهاى پاريس بشوم و از مدرسهء بزرگ اجازهء نامه بگيرم ، كارى است بسيار بزرگ . چنان كه شنيدهايد كه اكثر مردم سالها حتّى تا بيست سال در پاريس تحصيل مىكنند و آخر الامر از امتحان دادن بازمىمانند . فدوى با اين مدّت قليل چه خواهد كرد ، هرچه سابق كار كرده باشد معلوم است . از همهچيز گذشته زحمت بىپايان مىخواهد .
و همچنين ملاحظه بفرمائيد يك سال و سه ماه است در پاريس هستم . از التفات
هامش
( 1 ) . منظور مارسىMarseille( 2 ) . ميرزا على نقى پس از مراجعت فرخ خان امين الملك براى تكميل تحصيلات پزشكى در پاريس ماند .
( 3 ) . در اصل : منزلى محقرى .
( 4 ) . منظور از ( الچى ) و فرخ خان است .