هشت تومان « 1 » خرج معيّن است . بعلاوه از آن ، خرج لباس است كه از همه بالاتر است .
زمستان شروع مىشود [ خرج ] ذغال است . خرج چاى است . خرج حمام است كه هر دفعه پنجهزار قيمت دارد . كتاب ، كاغذ و هكذا . بله حالت يك شخصى كه در مدرسه باشد و مضايقه نداشته باشد كه ده سال بماند تا حال كسى كه مىخواهد در دو سال ، ده كار تكميل بكند تفاوت دارد . خرجش هم ده مساوى است . وانگهى اين خرج منحصر به من [ نيست ] « 2 » آن دو نفر طبيب ديگر هم كه آنجا هستند همين خرج را دارند بعينه ، منتهى بهجاى خرج كالسكه خرج شام دارند . خلاصه در اين باب اينقدر جسارت هم زياد بود ، ان شاء الله خواهيد بخشيد .
خداوندگارا در حاشيهء كاغذ مخدومى شيخ جليل « 3 » اشاره به پريرويان و سيماندامان دختران گلعذار پاريسى فرموده بوديد ، بسيار شايسته بود و از آن التفات خيلى ممنون شدم . امّا خوشم مىآيد كه سركار شما هم از حالت اين گلستان بىاطلاع نباشيد بله پاريس است و از هر حيث اولين شهر روى زمين . باغى است پر از اشجار بارور و ثمرش همه دختران سيمبر . امّا چه كنم كه معنى مضمون شيخ در اينجا بروز كرده است .
تو درخت خوبمنظر همه ميوهاى و ليكن * چه كنم به دست كوته كه نمىرسد به سيبت « 4 »
بلندى اين درختها و كوتاهى دست امثال ماها بر همهكس معلوم است بجز نگاه به بالا كردن و كلاه از سر افتادن و حسرت خوردن از اين باغ ، باغبان گل بهرهاى به ما نداده است . عيش پاريس تمام نمىشود . براى هيچكس ، مگر به چهار چيز : اوّل پول زياد كه در اينجا از همهچيز بىبهاتر است ولى يك روز بىاو زندگى كردن محال . دوّم لاابالىگرى بىاندازه . سوم بيكارى و آسودگى بىاندازه . چهارم هزار چيز كه من نمىتوانم حالا در عريضه شرح بدهم . ان شاء الله اگر زنده ماندم و شرفياب شدم شفاها عرض خواهم كرد .
پرواضح است كه اسباب مفصّلهء هيچيك در ماها وجود ندارد ، زيرا كه آنكه ده مساوى ما ، همهچيز دارد از پول و وقت و پيشرفت ، كمال محروميت را از اين نعمات الهى دارد ما كه جاى خود داريم . از پشه لاغرى چه خيزد . با وجود همهء اينها ، ان شاء الله فدوى سعى خواهد كرد كه لامحاله از براى اطاعت فرمايش سركار شما بالمرّه محروم نباشد .
هامش
( 1 ) . جمع صورت خرج به سياق است و جمع خرج بيست و هفت تومان مىشود .
( 2 ) . كلمه مشخّص نيست .
( 3 ) . مراد شيخ جليل اصفهانى سابق الذكر .
( 4 ) . از سعدى