كشتى بزرگ جنگى كه صد و چهل توپ بزرگ دارد و بزرگترين جميع كشتىهاى جنگى فرانسه است تشريف ببرند . سركار معظم اليه نيز قبول فرمودند . فردا را چند نفر از صاحبمنصبان بزرگ مثل سرتيپ و سرهنگ بحرى خدمت جناب جلالتمآب آمده و به اتفاق اتباع سفارت به جبهخانهء مذكور تشريف بردند بعد از آن به كشتى مذكور رفتند .
در وقت ورود به كشتى بيدق شير و خورشيد دولت عليهء ايران صان اللّه تعالى عن البطلان را در آن كشتى كشيدند و يك نفر سردار بحرى ديگر كه در آن كشتى منزل داشت تا كنار كشتى استقبال كرد و در وقت ورود سلام نظامى با موزيكان كردند . بعد از تماشاى كشتى در وقت بيرون آمدن جناب سفير كبير از همان كشتى نوزده تير توپ شلّيك كردند .
خلاصه فردا بعد از بازديد سردار دوباره به كشتى نشسته و به سمت مقصد روانه شديم . دو ساعت از شب رفته رسيديم به مرثيليا كه بندر تجارتى و اول شهر بزرگ فرانسه است وارد شديم و با وجود اينكه شب بود و در شب توپ انداختن رسم نيست مگر از براى سلاطين ، به محض ورود سفارت كبرى از شهر شلّيك توپ كردند و چند نفر صاحبمنصب با لباس رسمى و يك نفر مترجم از جانب وزير دول خارجه به كشتى آمده ورود جناب ايلچى را تهنيت گفتند و عرض كردند اسباب پذيرائى جميعا از سرباز و غيره حاضر است . آيا جناب الچى حالا پياده مىشوند يا فردا . جناب جلالتمآب فرمودند چون شب است و ما زياد نشستهايم ان شاء اللّه فردا باشد اگر زحمت نخواهد بود . حضرات هم قبول كردند وزير دول خارجه كاغذى به جناب الچى نوشته بود به اين مضمون كه من ورود شما را تهنيت مىگويم از جانب جميع دولت و ملت فرانسه كه مدتى است انتظار ورود شما را مىكشند .
بالاخره فردا چهار ساعت از روز گذشته جناب الچى و جميع صاحبمنصبان با لباس رسمى در كمال قشنگى از كشتى بيرون تشريف آوردند و مجدّد از شهر و كشتى شلّيك توپ شد و از كنار دريا تا منزل سفارت قريب پانزده فوج سرباز ايستاده با صاحبمنصبان بسيار و توپچى و سوارهنظام با احترام زياد سفارت را پذيرائى كردند ، چنان كه سلاطين را پذيرائى مىكنند و به محض ورود به منزل ، والى و اركان و صاحبمنصبان شهر به ديدن جناب الچى آمدند و آنچه تصور بشود از احترامات . . . « 1 »
هامش
( 1 ) . جناب آقاى غفارى دربارهء اين نامه مرقوم فرمودهاند : از پاريس يا مارسى . . . آخر نامه را بايد پيدا كرد .
شرح مسافرت از اسلامبول به مارسى .