تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
هرچه سرهنگ كشتى خواست توقف كند جناب خداوندگارى فرمودند كه اگرچه خودم و تبعه به بدترين حالات گرفتار هستيم ليكن هرطور است اگر تلف هم بشويم بايد رفت زيرا كه خدمت ديوان در پيش است و شب را راه افتاديم . بعد از چهار پنج ساعت طوفان عظيم در دريا پيدا شد به حدى كه ده مرتبه بدتر از حالات سابق . جميعا دست از جان شسته و مشغول تشهّد گفتن و توبه كردن و مصمّم سفر حقيقى شديم . حتى جناب خداوندگارى كه متّصل توسّل خدا و بخت بلند پادشاه ذيجاه اسلام مىجستند و كسى كه از احوال ايشان مطلع بود فدوى بود كه در جوار پاى ايشان منزل داشتم . گاهى اگر فرمايش مىفرمودند به هرطور بود اطاعت مىكردم و كم‌كم هواى دريا به حدى بد شد و موجها بشدتى بزرگ شدند كه موج يكى از قايق‌ها را كه با زنجير و ميل آهن به كنار كشتى بسته بودند شكست و برد . بعد از اين واقعه قطع كرديم كه هلاك خواهيم شد . خلاصه بعد از پنجاه فرسخ رفتن ، دريا به قسمى شد كه كشتى بخار كه زور هشتصد اسب داشت ديگر نتوانست پيش برود لابدّ دوباره به سمت شهر مذكور عود كرديم و به هر جان‌كندن بود رسيديم . بعد از رسيدن معلوم شد كه چهار ساعت بعد از حركت كردن ما از آنجا يكى از كشتىهاى جنگى دولت ناپل كه چهل توپ داشت و در بندر ، پهلوى كشتى ما بود آتش گرفته و جميعا غرق شده . اهالى كشتى خدمت جناب جلالت‌مآب خدايگانى عرض كردند كه اگر در آن وقت حركت نكرده بوديم قطعا اين كشتى نيز غرق شده بود . اين را نيز به فال نيكو گرفته و دليل بر زيادى قوّت بخت بلند اعليحضرت شاهنشاه دين‌پناه اضعف اللّه دولته گرفته و كمال شكرگزارى را بجا آورديم و چون بعد از لنگر انداختن نيز هواى دريا به حدى بد بود كه كشتى آرام نمىگرفت و احوال جناب خداوندگارى بسيار بد بود سرهنگ كشتى و مهماندارى كه از جانب دولت فرانسه همراه بود از سركار خداوندگارى توقع نمودند كه دو روز به جهت استراحت به شهر تشريف ببرند تا هواى دريا قدرى بهتر بشود . سركار خداوندگارى نيز دعوت ايشان را قبول فرموده و با سه نفر از صاحب‌منصبان يعنى نريمان خان و ميرزا ملكم خان و بندهء شما به شهر تشريف برده و در مهمانخانهء بسيار عالى توقف فرموده شب را نيز به اصرار مهماندار به تماشاخانه تشريف بردند و الحق اهل شهر با وجود اينكه هيچ نسبتى به آنها نداشت كمال توقير و احترام را از جانب سفير كبير بجا آوردند . فردا را نيز جناب خداوندگارى با اتباع سفارت به تماشاى شهرى كه در چهار فرسخى شهر مذكور واقع است و چهار پنج سال است از زير خاك بيرون آمده تشريف بردند و الحق از چيزهاى ديدنى دنيا كه جاى عبرت كلى و به هيچ قسم نوشتن آن درست