تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨

- 362 - تقاضاى عدم مداخله در كار گمرك تهران

نويسنده ناشناس و فاقد مهر و تاريخ است « . . . نمىتوانم شهر تهران را نگاه دارم . نظم اين شهر بسته به نظم قرار مأكولات آنجاست و اين هم موقوف به داشتن گمرك است و نظم گمرك . » . هو فدايت شوم اين رقعه را الآن آدمى كه گذاشته بودم در سر گمرك باشد نوشته است ، لازم شد خدمت خود شما عرض كنم . اولا در مقام اخلاص‌كيشى استدعا دارم شما درين اول كار اسباب بىنظمى اين بنده نشويد ، بگذاريد شايد خودم بتوانم از عهده برآيم . شما سند نباشيد . ثانيا الحمد لله تعالى گمركخانه ايران منحصر به طهران نيست ، اينجا را بگذاريد دست آخر ، قدرى كار من بدون مداخله باشد ، استحكامى بگيرد و بعد از آن بهرطور با همه‌جا معامله و رفتار فرموديد بنده هم يكى از آنها ، چه حرفى دارم . ثالثا موافق همان حكمى كه شما مىخواهيد مداخله جزو در كار گمركخانه بفرمائيد ، گويا حق مداخلهء جزو نداشته همان فقره را از كتابچه مىنويسم كه ملاحظه بفرمائيد . عبارت كتابچه اين است كه نوشته مىشود : وزارتخانه‌هايى كه با جميع ولايات سروكار دارند از قبيل وزارت جنگ و ماليات و خارجه و ديوان عدالت و غيره و غيره در ولايتى كارى دارند رجوع به وزير آن ولايت نمايند و انجام آن را ازو بخواهند . اگر از عهده برنيايد ، البته در حضور همايون مورد پرسش و سؤال خواهد بود . جنابعالى يكى از وزرائى هستيد كه با همهء ولايات سروكار دارند و بنده را نيز خدا مرگ دهد ملّايم . يكى از آنها ، دو جاى معيّن در تحت ادارهء خود دارند ، بلكه آن سايرين ادارهء امور ولايات را دارند . بنده مستقلا به نيابت وجود مسعود همايون خدمت طهران را دارم . هر فرمايشى داشته باشيد موافق اين حكم بايد به بنده بفرمائيد ، نه اينكه آدم بر سر گمرك بگذاريد و مداخلهء جزو بفرمائيد . رابعا صريح عرض مىكنم كه اگر گمرك طهران را ضبط مىفرمائيد محاجّه