تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
واقع است . سفارشات و فرمايشات بندگان عالى در حق فدوى اينقدر ثمر كرده [ كه ] هشتاد تومان وجه بىحساب از فدوى مطالبه دارد . هشتصد تومان هم باشد از تصدق سر شما مىدهم و تملّق بىحاصل به او نمىكنم . اينقدر فروتنى و خدمت كرده‌ام تمام بىفايده به نظر مىآيد . مگر ابريشم طهماسب خان را داده است . اگر او آدمى بود در قول و قرارش اعتبارى بود ، چرا تمام مردم از او نفرت داشتند . خداوند ان شاء الله تعالى فرجى به كار گيلانى ، خاصه رشتى مرحمت فرمايد . زياد مردم از بىاعتنايى مجد الدوله و كسان او به تنگناى افتاده‌اند . خدا رحم كند عجالة كه پادشاه و امناى دولت عليه در فكر ترحيم و ترفيه احوال مردم نيستند . نازنين گيلان از دست رفت و عن‌قريب بكلّى منهدم خواهد شد . اختيار دارند . و السلام

- 365 - شكايت از آقا على بك نايب دهات خالصه

نويسنده ناشناس است و نامه مهر و امضاء ندارد فدايت شوم آقا على بك نايب دهات خالصه تمسّكى به خلاف شرع از فدوى گرفته و به موجب استشهاد نامچهء ممهور ، قبض و سند فدوى را به خرج نياورده و وجه تمسك خود را هم از فدوى مطالبه مىكند ، و مبلغى بدون جهت از فدوى تنخواه گرفته آنها را هم تعارف حساب كرده به خرج فدوى نمىآرد . و علاوه از اينها محصّل فرستاده خانهء فدوى را غارت كرده اثاث البيت و غلّه و كاه و علف فدوى را برده است . بعد از اينها ، سى و دو خروار غلّه كه از حسن كدخدا طلب داشت او را هم حكما از فدوى تمسّك گرفته است . اينقدر ظلم و تعدّى در حق فدوى كرده است كه الآن شرمندهء عيال خود شده‌ام . روز قيامت دست عيال فدوى بر دامن سركار عالى باشد . به ظلم فدوى برسيد . چاره [ اى ] « 1 » در حق فدوى بكنيد كه رفع ظلم از فدوى بشود . زياده بر اين جسارت ندارد . الامر العالى مطاع .
هامش
( 1 ) . رسم الخط نامه چارهء