سركار عالى فرستادند كه از سركار سپهراقتدار حضرت شهريارى اشاره بشود . بناء عليه استدعا چنان است كه هر نوع صلاح مىدانيد اين امر را موقوف فرمائيد كه باعث آسايش رعايا و دعاگوئى ذات سركار اقدس و الا حاصل خواهد بود . باقى ايّام .
- 364 - شكايت از مجد الدوله امير اصلان خان قاجار حاكم گيلان نازنين گيلان از دست رفت
تصدّقت شوم لازم است از هر فقره كارى ، بندگان عالى را مستحضر بسازم .
در اين اوقات در باب سيّد مقتولى كه سابقا در سياهكل كشته شده بود ، و پسر سيّد در قزوين خدمت اولياى دولت عليه عارض شده بود ، در اين باب بندگان ولى النعمى تعليقه [ اى ] به عهدهء عاليجاه مقرّب الحضرت العليه ميرزا صادق خان صادر فرمودهاند در كار سيّد وارسى كند . در تعليقه ، مزاحم احوال سركار مجد الدوله نشده بودند .
ميرزا صادق خان به ملاحظهء رعايت ادب ، در وقتى كه همه در دربخانه بوديم ، تعليقه را آورد به دست مجد الدوله داد و عرض كرد چنين تعليقه [ اى ] صادر شده است .
لازم است به نظر شما برسد . هرطور مصلحت بدانيد معمول شود . كمال بىاعتنائى فرمودند . و بر خود شاق مىدانند تعليقهجات بندگان عالى را به اسم تعليقه ، سؤال و جواب بگويند . با كمال بىاعتنايى كاغذ نام نهادهاند . كاغذ امين الدوله مىگويند . و گاهى با كمال بىادبى به اسم ادا مىنمايند كه در مجلس ، به بىعظمى و خالى از ادب به زبانها بيندازند .
خان بنى عمّ ما هم ، يالانچى پهلوان « 1 » او شده است بعينه . سركار مجد الدوله همان شخص ريسمانباز است كه در بالاى بند است . خان بنى عمّ ، ميرزا سميع خان بعينه آن كسى است كه در پايين بند ايستاده است ، افعال و اقوال او را تقويت مىكند .
به سر مباركت بلازياده و نقصان وضع اين دو نفر همان حكايت بندباز است . در مجلس ، سخن كه از دهن مجد الدّوله بيرون مىآيد ، خان از دهن او مىگيرد و به كيف و ميل خاطر او تمام مىكند . ان شاء الله تعالى به اين زوديها ، خان خدمت بندگان عالى خواهد رسيد و در ملاقات اول از وضع او خواهيد دانست كه آنچه عرض كردهام مطابق
هامش
( 1 ) . يالانچى پهلوان : اصطلاح تركى به معنى « پهلوان دروغين » است .