تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
مستحفظين دروازه مزاحم احوال اين جانب نشوند كه امروزه بايد بروم . يقين است مضايقه نخواهد شد . و السلام .

بالاى نامه :

فدايت شوم در رقعه قلمى بفرمائيد كه به اين دو آدم بنده رجوع نداشته باشند . زياده عرضى ندارم .

- 361 - تقاضاى مهلت براى پرداخت بدهى شيلات و دستور ناصر الدين شاه به خط خود در حاشيهء نامه

روحى فداك در باب ده هزار تومان باقى شيل از اين قرار در لار به خاكپاى همايون معروض داشته و اينطور گذشت . پانصد تومان باقى ماند : در وجه نواب اعتضاد السلطنه به موجب برات ديوانى دو هزار تومان « 1 » ، در وجه شهاب الملك به موجب تنخواه و پولى يكهزار و پانصد تومان ، در لار تمسّك به اسم عين الملك دو هزار تومان ، دريابيگى بدهد سه هزار تومان ، نقد بندگى نمود پانصد تومان ، در عريضه استدعاى تخفيف كرده قبول فرمودند پانصد تومان ، از ميرزا عبد الرحيم دريافت نمود پانصد تومان . كه بندهء درگاه برساند . كسان بنده همه رفته‌اند به قزوين . شهر هم طورى [ است ] كه رفتن و در آنجا وجهى تحصيل نمودن بسيار مشكل است . پانصد تومان هم تنخواهى هست كه بنده نتواند از عهده برآيد . از شما خواهش دارد كه خود برسانيد ، يا ده روزه تقبّل شود به محض ورود قزوين از تاجرى گرفته انفاد مىشود . به هيچ‌وجه درين باب غفلت نخواهد شد و از موعدش كه عرض شد نخواهد گذشت .

حاشيه به خط ناصر الدين شاه :

ابدا پانصد تومان [ روى پانصد تومان با سياق ] تخفيف داده نشده است . تخفيف همان است كه در شمران دادم ، حرف دروغ نوشته است ، حالا هزار تومان بايد دررفته بدهد .
هامش
( 1 ) . ارقام همه به سياق است و برگردان آنها و يكى دو نامهء ديگر ، به دلالت دوست عزيزم آقاى محمد حسين اسلام‌پناه ، به لطف آقاى غلامرضا ابريشمى ( مقيم كرمان ) انجام شده است .