برادر ميرزا آقا خان نورى صدراعظم ناصر الدين شاه
نامه از تبريز است و مهر و تاريخ ندارد و نويسنده ناشناس است
قربانت شوم ريشهء مرا اين حرامزادهها « 1 » از روى زمين درآوردند . اگر بدانيد چقدر خدمت به سركار شاهزاده كردم كه بلكه به من مهربان شود نشد . شدّت عملش نسبت به من زياده شد . قنبر على خان حرامزاده ، اينهمه بندگان ولينعمىام صدراعظم دام مجده العالى سفارش [ مرا ] به قنبر على خان [ كردند ] فايده نكرد . صد مراتب شدّت عملش و كارشكنى او بيشتر شد . عاليجاه قوام الدوله « 2 » را در سال هفتصد هشتصد تومان « 3 » دستى رساندم شرش كم شد . دوقاز « 4 » خير نداشت . نگاهش به دهن شاهزاده است . وقتى كه با او « 5 » راه مىروى شر ندارد ، امّا قوّه دارد . امّا ملاحظهء شاهزاده را و ساير را دو دينار به كار نمىآيد .
به سر مباركت ، به نمك قبلهء عالم روحنا فداه ، هرگاه از راه عداوت اين را معروض دارم ، وقتى كه خبر ناخوشى قبلهء عالم روحنا فداه رسيد ، جميع صاحبمنصب نظام را در باغ شمال « 6 » سركار و الا مهمان كرد . از يك طرف ، به پسرها [ ى ] بهمن ميرزا « 7 » كمال دوستى انداخته است . در جزو نمىدانيد چقدر موذى « 8 » و ناپاك است . سركار
هامش
( 1 ) . اصل : حرامزادها
( 2 ) . قوام الدوله : ميرزا محمد مستوفى قوام الدوله وزير و پيشكار حمزه ميرزا حشمت الدوله والى آذربايجان در 1265 ه . ق - وى در 1268 ه . ق ملقّب به قوام الدوله شد ( شرححال رجال ايران ، ج 3 ، ص 267 ) .
( 3 ) . اصل : توما
( 4 ) . اصل : غاض
( 5 ) . اصل : به او
( 6 ) . هنوز هم به همين نام در تبريز معروف است . عبد العلى اديب الملك پسر حاجى على خان حاجب الدوله مىنويسد : « باغ شمال باغى است خجسته و گلهاى شادمانى در آنجا رسته . به مساحت پنجاه خروار است و از روضهء رضوان يادگار . . . در سر در عمارت ، تالارى است شاهنشين و دلكش و در هر جرزى تمثالى منقّش . . . » ( دافع الغرور ؛ روزنامهء سفر آذربايجان ، نگارش عبد العلى اديب الملك ، به كوشش ايرج افشار ، ص 200 ) .
( 7 ) . بهمن ميرزا پسر چهارم عباس ميرزا نايب السلطنه پسر فتحعليشاه و برادر اعيانى محمد شاه قاجار متولد 1225 ه . ق و درگذشتهء 1301 - وى از شاهزادگان فاضل و ادبپرور قاجار است كه كتاب الف ليله و ليله عربى به دستور وى توسط ملا عبد اللطيف طسوجى به فارسى ترجمه و اشعار عربى آن نيز به وسيلهء ميرزا محمد على خان سروش اصفهانى به شعر فارسى برگردانده يا بهجاى آن از اشعار زيباى فارسى گذاشته شده است ( شرححال رجال ايران ، ج 1 ، ص 195 ) .
( 8 ) . اصل : موزى