تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
تمامش كردم ، و عرض كردم كه اين مفسد نمىگذارد نوكرهاى شما با من راه بروند ، مقصودش صدارت است ، او را صدراعظم كنيد ، اوّل كسى كه به او تعظيم كند من خواهم بود . تا صدراعظم نشود آرام نمىگيرد ، و عريضه عرض كردم حالا كه فلانى را وزير ماليه فرموديد ، پس مستوفى الممالك بيچاره چه‌كاره است . فرمايش شد كه آن اوقات چشم درد عارض بود ، به اشتباه اين حكم صادر شده است و به حسام السلطنه در باب قشون فرستادن به بغداد و حكومت كرمانشاه و كردستان چيزها گفته است ، مثل آنكه من حامى و نوكر عثمانى و رعيت انگليس و خائن دولت ولىنعمت خود هستم . اولا در كدام دولت وزارت ماليه و داخله يكى است ، چنان كه در صدارت خودش نظام الدوله « 1 » وزير ماليه بود . اگر هم يكى باشد ، كدام بىاطاعتى را به وزير داخله كرده‌ام ، اين دلسوزى و دوستى با جناب آقا از كجا تحصيل شد . همان قسم كه افتخار دارم از اينكه خداوند مرا در عهد سلطنت همچه پادشاهى كه تفوّق بر همهء سلاطين روى زمين دارند ، به عرصهء جان‌فشانى آورد ، به همان قسم با افتخار ادعا مىكنم كه در ايران هيچ پادشاهى مثل من نوكر نداشته است ، خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان ، و السلام .

- 351 - نامه‌اى محرمانه از محاسب خزانه‌دارى در خصوص سوء رفتار توپچىها هو

صاحب بنده امروز هزار فحش پدر و مادر و زن و فرزند از توپچى شنيده‌ام و صد مشت و لگد از ايشان خورده‌ام . در چادر خزانه به اولياى ميرزا ابراهيم لشكرنويس - كه در چادر خزانه بود و آخر الامر او را كشيده و پشت‌گردنى زده به ضرب چوب و چماق از پا درآورده بردند ، ديگر حرمتى و عزّتى به جهت ميرزا نمانده ، بنده تشويش دارم بيايم و عرض حساب بكنم ، از اين راه كه فوج و توپچى را مىگويند برويد پول خود را از خزانه‌دار بگيريد و شما خواهيد گفت حساب مرا كرده‌ايد باقى ندارم . آن وقت حكم مىكنيد برويد از محاسب كه حساب خزانه‌دار را كرده بگيريد . التماس دارم مرا به گير ندهيد و از كشتن من درگذريد ، و السلام . اين كاغذ را بخوانيد و پاره كنيد ، يا بدهيد به جهت من بياورند ، و السلام .
هامش
( 1 ) . نظام الدوله : دوستعلى خان دوّم معيّر الممالك كه در 1288 ه . ق ملقّب به نظام الدوله شد .