زود بفرست . سيورسات قشون را آماده كن . از حالا خبرت كردم . غرهء رجب 1255 .
- 6 - دستخط محمد شاه قاجار به منوچهر خان گرجى معتمد الدوله خرج در خانه زياد است . . . تو هم [ كه ] نمىفرستى . اينطور كه نمىشود !
صدر نامه تقريبا نزديك به گوشهء راست ، مهر محمد شاه به سجع « محمد » . نامه كادربندى و تزئين و تذهيب شده و بين سطور طلااندازى گرديده است .
معتمد الدوله مدتى است سفر رفتهايد . نمىدانم كى [ به ] اصفهان برمىگردى .
آن محمد تقى خان كنورسى را بايد همچين زيروزبر بكنى كه آثارش نباشد . در دل ما نسبت به او كه هيچ بدى نبود ، او كرد ، و حالا بايد ان شاء الله تمامش بكنى . از مدعىهايش به جاى او بگذار و تقويت بكن . وقتى كه از اصفهان مىآمدم ، ششماهه تعهّد كردى كه كرد بختيارى را مىفرستم . بارى خرج در خانه زياد است [ براى ] پول [ هم ] محصل نفرستادهايم ، تو هم نمىفرستى ، اينطور كه نمىشود . زنهاى آن سربازهاى مقصر را هم مرخص كردم . امّا به فوج بگو آن شش نفر حرامزاده بايد نباشند كه ابدا قبول نخواهم كرد ، اگر سر آدمرال انگليس را هم بياورد ، چون مفسد است نمىخواهم .
4 ربيع الثانى 1257 .
- 7 - نامهء ميرزا آقا از اصفهان اختلاف حساب و جنجال بر سر پنجاههزار دست لباس نظام
پشت نامه ممهور به مهر ميرزا آقا الحسينى است و در نامه از ميرزا تقى خان امير كبير نام برده شده .
هامش
حسين خان سپهسالار و ميرزا يحيى خان مشير الدوله و نصر الله خان نصر الملك و عبد الله خان علاء الملك بوده است . ( تلخيصى از شرح حال مفصّل وى از كتاب چهل سال تاريخ ايران ، به كوشش ايرج افشار ، ص 470 / 2 ) .