است كه هرچه پيشكش [ بايد ] بدهم مىدهم و لباس نظام سال نو كه پنجاههزار دست باشد برمىدارم ، به شرطى كه من بعد ديگر مدعى پيدا نشود و اگر پيدا بشود گوش به حرف او ندهند . چنان كه صلاح دانستند و به او محوّل شد ، تعليقهء مجدّد و موكّدى هم صادر شود كه به اطلاع بنده تنخواه به او برسد كه هم كارش معطّل نشود و هم ضررى نكند . غرض هرطور صلاح دانند بفرمايند . و الله به مرگ خودت كه من راضى به مرگ خود هستم كه اينجا نباشم . نمىدانيد چه اوضاعى است و نمىتوان حرف زد . خوب على الله چه كنم . زياده [ جسارت ] « 1 » است . 17 جمادى الاولى 1261 .
- 8 - نامه حاجى ميرزا آقاسى راجع به ايذاء و آزار دو زائر هندوى عازم بادكوبه ، از اتباع انگليس در كاشان
پشت نامه مهر بيضىشكل كوچك به سجع « آقاسى » و تاريخ تحرير آن مربوط به سالهاى پايانى صدارت حاجى ميرزا آقاسى است .
مقرب الخاقانا فرزندا دريافت از قرارى كه جناب جلالتنصاب ، محبّان استظهارى وزيرمختار دولت بهيهء انگليس به اولياى دولت قاهره اظهار داشتند كه در اين روزها دو نفر هندو به عزم زيارتگاه خود كه در بادكوبه است ، مىرفتند . [ هنگام ] ورود آنها به كاشان ، گمركچى آنجا دوتومان و پنجهزار نقد به اسم باج كه مال التجاره همراه خود نداشتهاند ، عنفا از آنها گرفته ، بعد دو نفر آدمهاى كاظم خان كاشانى آنها را گرفته حبس كردهاند ، و ده تومان نقد و دو قبضه خنجر كه يكى دستاش نقره و ديگرى فولاد [ بود ] از آنها گرفته ، كمال آزار و اذيت را به آنها رسانيدهاند . لهذا مىبايد آن فرزند ، گمركچى و آن دو نفر آدم كاظم خان را آورده به حقيقت مراتب مزبوره به زودى كمال دقّت و غورسى را به عمل آورده ، بعد از تحقيق و [ در ] صورت صدق دو تومان و پنج هزار را از گمركچى و دو قبضه خنجر را از آدمهاى كاظم خان گرفته به اطلاع سفارت ، به صاحبان مال برساند ، و آنها را تنبيه كامل نمايد كه من بعد مرتكب اينگونه عملها نشوند و مردم را اذيت ننمايند . تحريرا فى شهر ربيع الثانى 1262 .
هامش
( 1 ) . شبيه به كلمه جسارت