العليه منوچهر خان به عواطف و عوارف شاهانه معزّز و اميدوار بوده بداند كه عريضهء ارادت ترجمهء آن عاليجاه رسيد . از مضامين عقيدت مشحون آن آگاهى حاصل گشت . از مراتب خدمتگزارى آن عاليجاه راضى بوديم ، صدهزار مرتبه افزود . وثوق و اعتمادى كه به كاردانى و حسن درايت آن عاليجاه داشتيم يكى بر هزار شد ، صدهزار آفرين كه جميع امور ، آنچه . . . حسب الخواهش ما صورت داده و تا به حال به هر خدمتى كه مأمور شده است روسفيدى حاصل ساخته است . و از هيچ زحمتى رو نتافته و در خاطر مرحمت مظاهر راه يافته است ، بحدّى التفات داريم كه اندازه ندارد . جواب جميع مقاصد آن عاليجاه را اولياى دولت قاهره نوشتهاند ، البته مستحضر خواهد شد و بيش از پيشتر اميدوارى به الطاف و اشفاق خاطر رأفت ذخاير حاصل خواهد كرد .
و اين اوقات به عرض اقدس شهريارى رسيد كه يك عرّاده توپ بزرگ در حويزه هست مىبايد هرطور است آن عاليجاه بدون عذر و اهمال « 1 » آن را بياورد و در رسيدن كرمانشاهان عرضه دارد كه توپچى در ركاب همايون آمده بياورد . البته آنچه در قوه دارد درين باب خوددارى جايز نشمارد كه از آن عاليجاه خواهيم خواست . هرچه اخراجات آن باشد قبول كرده عذر نخواهيم شنيد . مىبايد التفات ما را دربارهء خود به سرحد كمال دانسته به عرض مقاصد و مستدعات پرداخته قرين حصول و انجاح شمارد . تحريرا فى شهر ربيع الاول سنهء 1254 .
حاشيهء فرمان به خط شاه :
هو
معتمد الدوله ، رويت سفيد . به روح نايب السلطنه كه از اوّل تا آخر از خدمت و صداقت تو بسيار رضامنديم . امر كرمانشاه تا چعب « 2 » خيلى مغشوش بود ، خوب منتظم كردى . امر محمّره « 3 » را مضبوط كردى . يقين دارم در هرجا كه شما مأمور به نظمش باشيد هرگز عيب نخواهد كرد . انصافا نظم فارس و كرمانشاه تا بصره را آن عاليجاه داد . از شاهزادگان حركات لغو مىشنوم كه كارشكنى مىكنند ، زود مضبوط مىكنم .
محمد تقى خان بختيارى كه به مردانگى و صداقت آمده ان شاء الله همچنين . . .
بكنم كه بسيار سرافراز باشد ؛ از مردهاى بزرگ باشد . اگر قشونكشى سمت عراق عرب
هامش
( 1 ) . محمد شاه به خط خود بالاى اين سطر اضافه كرده است : « به كار ببندند ، منزلبهمنزل به مرور به كرمانشاه بياورند .
( 2 ) . چعب تلفّظى از كعب . نام طايفهء بنى كعب به زبان الوار كهگيلويه ( فرهنگ دهخدا ) .
( 3 ) . خرمشهر