چون قاصدى ، مقرب الخاقان سردار سلطان احمد خان به مشهد روانه مىنمودند ، و بعضى عرايض و مطالب عرضهداشت كرده ، اين بنده هم لازم دانست دو كلمه عرض حال خود نمايد .
عرض مىشود بعد از آنكه هشت هزار « 1 » [ نقد پناباد ] را در مشهد تحويل گرفتم ، ماه شوال تمام شد . و نظر به فرمايش كه شمشير و خنجر و نشان ، آدم مخصوص مىآورد به اين بنده برساند ، چند روز منتظر شدم و نرسيد . چون زياده دير مىشد ، لهذا غرهء شهر ذى قعده از مشهد با دويست [ و ] پنجاه نفر سوار حركت كرده از راه جام ، لله الحمد و المنّه روز جمعهء 16 وارد شهر هرات شدم . مقرب الخاقان سردار معظم اليه هفت روز بعد ، از فراه آمده بودند [ و ] امر فراه را در كمال نظم و خوبى انتظام داده بودند و خود به هرات آمدند .
بعد از ورود بنده ، چهار فقره مأموريت را ابلاغ نمودم . اوّل احوالپرسى و اميدوارى زياد از التفات و مرحمت سركار اعليحضرت شهريارى روحنا فداه بود . زياده از آنكه رضاى خاطر سركار عالى بود به عمل آمد و ابلاغ شد .
ثانى رساندن هشت هزار « 2 » نقد پناباد بود كه با همهء زحمات زياد ، كه اگر بخواهم تفصيل عرض كنم چقدر زحمت اين وجه را كشيدم و چقدر مشهد ضرر و خرج صرّاف و غيره كردم تا پول صحيح شد ، يك كتاب بايد عرض كنم و دردسر بدهم . اگر به سلامتى ان شاء الله شرفياب شوم عرض خواهم كرد . ان شاء الله تعالى با همهء زحمت ، لله الحمد و المنّه بهخوبى در هرات تحويل گماشتگان سردار معظم نموديم .
فقرهء سيّم رسيدن به سان لشكر و جمعيت فراه بود . بعد از قرار ، فرمايش ابلاغ شد ديگر عذر سان و ثبت از آمدن سردار به هرات خواسته بود .
فقرهء چهارم در باب شمشير و خنجر و نشان مرحمتى بود . همان تعليقهء سركار بندگان عالى را به نظر سردار رساندم و از بابت زود رسيدن وجه نقد و سان لشكر فراه عذر خواستم كه بنده زود آمدم و آدمى در مشهد گذاشتم اين اسباب مرحمتى را بياورد عنقريب خواهد رسيد .
مطالب و عرايض زياد است . ان شاء الله بعدها مفصّل عرض خواهد شد . در باب حركات و سكنات و مراودات اين چاكر البته سردار عرض كرده و خواهد كرد اگر بخواهم خود عرض كنم خودنمايى خواهد شد . عرض همان است [ كه ] سابقا معروض
هامش
( 1 ) . عدد به سياق نوشته شده و در سطور پائين به [ نقد پناباد ] اشاره رفته است .
( 2 ) . به سياق است .