تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
بين سالهاى 1265 تا 1270 ه . ق ، قبل از امين الملكى فرخ خان باشد . هو فدايت شوم نمىدانم تا كى شما حوصله و صبر خواهيد نمود كار من خراب و خودم ضايع شوم . عاليجاه قنبر على خان كه در خدمت سركار خداوندگارى صدراعظم [ است ] در حضور قبلهء عالم روحى و روح العالمين فداه كسى را ندارد كه عرايض او را عرض نمايد . در كار خود منتهاى تسلّط را دارد . با وجود شما . . . در كار خود اينطور بىتسلّط باشم . اگر عرضه و كار راه انداختن است يك سال و نيم است كه با اين كارشكنىها كه نموده عمل خود را از پيش برده‌ام . نمىدانيد كه چگونه رفتار [ و ] سلوك ، ديوانيان با من نموده‌اند . صورت مخارج كه در سنهء ماضيه شده فرد نموده به خدمت عالى روانه نمودم ملاحظه فرمائيد . در صورت ، مخارج در خانه معلوم خدمت عالى مىشود كه چه بلا كشيده‌ام . مداخلى در عمل خود ندارم كه از عهدهء مخارج برآيد . دهات در دست ندارم كه عمل نمايم . اصناف تبريز است كه ماليات صنف تبريز مثل گردوى شمرده مىنمايد . حبّه دينارى علاوه نمىتوان گرفت . اسكو است به شرح ايضا . در صنف تبريز شعرباف دارم كه هزار تومان در سنهء ماضيه از ماليات ديوانى كسر شده وصول نشده خودم نيز مبلغى خرج دارم بايد گذران نمايم . شاهد عرايض من تعليقهء سركار خداوندگارى صدراعظم ادام الله اجلاله العالى است كه سركار و الا روحى فداه نوشته بودند . اگر منفعتى در عمل من است مشخّص نمايند بنويسند و اگر نيست قرار رسم الحكومه در عمل من بگذارند و دهات را به خودم واگذارند . به حمد الله آنچه در باب واگذارى دهات بود ، يك ده سهلان حاجى سيّد حسين در دست من بود او را آنطور از دست من گرفتند . در باب قرار شخصى نمودن منفعت عمل من و رسم الحكومه قرار دادن بعد از آنكه پيشكش خودشان را گرفتند و اينطور كارشكنى مىنمايند و حالا مدعى درست مىكنند كه هزار تومان به عمل من پيشكش بدهد ، مىخواهند بترسانند مرا و آنچه از مال ديوان برداشته‌ام داده‌ام حرف نگويم . خلاصه كار من اينطور بىنظم باشد و مبلغى از ماليات ديوانى علىرسم پيشكش تعارف از من بگيرند در آخر من هم باقىدار باشم ، شما هم آن را مصلحت بدانيد مضايقه ندارم و الا بايد در امر خود معطل بوده و خدمت ديوان را از پيش نبرم . كسى را در امر بنده