تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
اگر آن عاليجاه براى خود در نوكرى طالب عزّت است و مىخواهد هميشه در سر شغل ، استقلال و دوامى داشته باشد ، شرايط كمال و اطاعت و انقياد اوامر نوّاب معزّى اليه را به عمل آورده به هيچ‌وجه سرموئى از قرار و صوابديد ايشان تخلّف و انحراف نورزد و اگر باز همان حالت سابق را پيش گيرد ، خود را مورد مؤاخذه دانسته ، سهل است ، از عمل و شغل كه دارد معزول داند .

سواد دوّم

ايضا سواد تعليقهء ملفوفه مانند در جوف تعليقه بود عزيزا شنيدم عالىجناب سيادت انتساب حاجى سيّد حسين تاجر در باب قريهء سهلان كه ملك زرخريد او است از آن عاليجاه توقع نموده كه محصّل به ضبط آنجا نفرستند . آن عاليجاه در پذيرفتن توقّع او امتناع نموده سهل است در اين باب از رضاى خاطر نوّاب مستطاب شاهزادهء والاتبار و اطاعت حكم فرمايش ايشان هم تخلّف و تمرّد كرده ، اوّلا جزئى خواهش از مثل حاجى سيّد حسين شخص لازم الاحترام كه خيلى به كار ديوان . . . [ مىآيد ] ، قبول كردن بهتر از منفعت جزئى بود . ثانيا تمرّد و تخلّف از حكم و فرمايش نوّاب معزّى اليه ، براى آن عاليجاه جسارت بزرگ است . اگر حرف آن عاليجاه اين باشد كه در عمل و ضبط قريهء سهلان منفعتى داشته و در ساير امور محولهء آن عاليجاه هم كسرى حاصل بوده كه بايست همان منفعت جبران ساير منقصت را باشد و به اين واسطه آن عاليجاه در شنيدن حكم نوّاب و الا اهمال و مضايقه كرده است ، اين معنى را از آن عاليجاه نمىپذيرم ، زيرا كه مىدانم شغل محوّل آن عاليجاه حال بىمنفعت نيست كه اضطرارا به تفاوت عمل سهلان بدهيد ، بخصوصه ديگران [ بابت ] امرى [ كه ] به عهدهء آن عاليجاه محوّل است ، بدون اضافه دينارى از ماليات ، ده هزار تومان هم پيشكش مىدهند كه همان شغل به عهدهء آنها محوّل شود . و به قرارى كه آن عاليجاه در اين سنوات معامله نموده سرموئى از آن قرار تخلف نمايند اين جانب محض محبتى كه در حق آن عاليجاه دارم در . . . اين معنى مضايقه نمىكنم . در اين صورت چگونه در ماليات آن عاليجاه كسر و نقصى خواهد بود . البته بعد از اين ، اين‌طور حركات را موقوف داشته ، به واسطهء اين اسائت ، نواب شاهزادهء والاتبار را از خود ناراضى ننمائيد ، وانگهى امرى كه خلاف مصلحت باشد ، هرگز نوّاب و الا ، آن عاليجاه را مكلّف به نقض آن ننموده و نخواهد نمود . پرطمعى در اكثر موا [ ر ] د مايهء نقصان آبرو و عزّت مىباشد .
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 323 | بهرام غفارى / على اصغر عمران / كريم اصفهانيان