تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
در كار آنها بدهد . ديروز حاجى على خان « 1 » عرض كرد كه جمعى از قزوينىها آمده‌اند ، به عرضشان برسم يا نه . گفتم ابدا محل نگذارد . به امين الدوله رجوع كرده‌ام ، و همچنين به عين الملك گفتم . حالا هم به عين الملك گفتم بنويسند كه رجوع نداشته باشد . كارها را بىجهت شلوق « 2 » مىكنند . البته شما آنها را به زودى مرخص كرده هر عرضى دارند به عرض برسانيد ، زود بروند .

- 220 - ورود سردار احمد خان افغانى به تهران

فدايت شوم چهار ساعت به غروب روز شنبه مانده است . محمد ابراهيم از شاهزاده عبد العظيم روانهء خدمت سركار عالى است . ديشب پنج از شب گذشته محمد ابراهيم وارد خاتون‌آباد شد ، همگى در خواب [ بودند ] . صبح ، تعليقهء سركار را با صورت بارخانه دادم خدمت سردار بردند . تعارف زياد كرده بود كه مالهاى بنهء ما رفته است بياورند شاهزاده عبد العظيم . همان مالها [ را ] بار كرده آورديم به شاهزاده عبد العظيم . بعد از ورود ، محمد ابراهيم را با يك نفر آدم خود ، با صورت بارخانه ، اسباب را در مجمعه گذاشته بردند . امّا در باب كالسكه بسيار بموقع رسيد . اسكندر خان « 3 » پسرش ديروز از اسب افتاده بود صدمهء زياد خورده بود . خودش با پسرش در كالسكه نشستند بسيار بجا و بموقع رسيد . خودش و همراهانش ممنون شدند . در باب سيورسات شاهزاده عبد العظيم حاجى محمد على دستخطى كه به عاليجاه ميرزا حسين نوشته بودند به جهت او فرستاده حالا دركارند ، مىدهد . منزل هم در باغ حاجى است . تا حالا كه الحمد لله خوش گذشته است . جعفر خان در بين راه رسيد كاغذى از دبير الملك رسيد . مضمون او را تا حال مطّلع نشده‌ام ، مطّلع خواهم شد . از حالت نوكرهاى او بكلّى . . . مأيوس مىباشند . در باب استقبال ، ديگر هرچه دستور العمل و فرمايش بشود حاجى غلامعلى خان خواهند آورد . فردا را به جهت سيزده عيد مىخواهد در آنجا باشد . پس‌فردا وارد شود . ديگر مختارند . با سردار خيلى گرم مىباشيم . غياث خان هم هستند .
هامش
( 1 ) . ظاهرا حاج على خان حاجب الدوله پدر محمد حسن خان اعتماد السلطنه . ( 2 ) . رسم الخط شاه چنين است . ( 3 ) . اسكندر خان پسر سردار احمد خان . ديگر پسرهاى سردار احمد خان عبارت بودند : شير محمد خان و شاهنواز خان و عبد الله خان ( عين الوقايع ، چاپ موقوفات دكتر محمود افشار يزدى ، ص 65 ) .