- 215 - نامهء امينخلوت ( اقبال الدوله بعدى ) به برادرش غلامحسين خان ( صاحباختيار بعدى ) « 1 » دربارهء كشيدن دندان ناصر الدين شاه
نورچشما مكرما امروز نمىدانم دربخانه « 2 » رفته بوديد يا خير و از اينكه قرار بود ديروز عصر بندگان اقدس شاهنشاه روحى فداه دندان مباركشان را بكشند ، كشيدند يا نه . اگر اطلاعى داريد مختصرى بنويسيد .
- 216 - كسب اجازه از ناصر الدين شاه براى مذاكره با وزيرمختار انگليس دربارهء روسها
تصدق خاكپاى اقدس همايونت گردم اين صبح را رالنسن « 3 » آدمى به نزد اين غلام فرستاده بود و خواسته بود عصر كمترين غلام را ملاقات نمايد . وعده دادم يك ساعت به غروب مانده بيايد . نمىدانم در باب اين فقراتى كه با روسها اتفاق افتاده است چيزى در ضمن صحبت به او بايد گفته شود يا لزومى ندارد . بهرطور مقرر بدارند اطاعت نمايد .
صدر نامه به خطّ ناصر الدين شاه :
البته عصرى ببين لارنسن را و البته از آن فقرات حرف بزن ، لازم است .
- 217 - عريضهء رستم خان تفنگدار
هامش
( 1 ) . يادداشت مرحوم حسنعلى غفارى ( معاون الدوله )
( 2 ) . منظور دربار
( 3 ) . جرج رالينسن برادر رالينسن( H . C . Rewlinson )در 1898 م . شرححالى از او نوشته است . ( مخزن الوقايع ، چاپ دانشگاه تهران ، ص 435 ) .