نتوانند مال كسى را بخورند . و اگر رأى مبارك قرار نگيرد كه پيشكش قبول شود ، تمسّك را در حضور همايون پاره بفرمائيد كه اين خانهزاد آسوده شوم كه ديگر سرزنش خلق را نداشته باشم .
عرض ثانى - امر و مقرّر شود كه عاليجاه آقا مهدى ملك التجار با چند نفر تاجر معتبر نشسته گفتگو نمايند . اگر اين خانهزاد معادل صد هزار تومان به گردن او وارد نياوردم ، التزام مىدهم كه مقصّر باشم ، و اگر خدمت كردم و ثابت نمودم ، باز هم پيشكش خاكپاى مبارك است . به نمك با محك سركار اقدس همايون اعلى قسم است كه تمنّاى دينارى ندارم .
عرض ثالث - قبلهء عالم و عالميان مطّلع هستند كه وجه اين تمسّك تنها مال فدويت شعار نيست ، سه چهار وارث ديگر هم هست . اين خانهزاد بايد يك مجلس صحبت بدارم تا آنكه ببينم رضايت ورّاث هم در مرافعه نمودن هست يا خير . اگر ورّاث راضى به مرافعه نباشند . به موافق شرع مستطاب چاكر خانهزاد مرافعه نمىتوانم نمايم .
عرض رابع - چنانچه رأى جهانمطاع به اين سه فقره عرض قرار نگيرد مستدعى چنانم دستخط مبارك شرف صدور يابد كه هرجا بخواهم مرافعه نمائيم ، تا آنكه با حاجى على امر خود را بگذرانيم . قربانت شوم حاجى على كيسهء پولى را برداشته در شهر طهران دور افتاده است . از محرّرين آقايان و آخوندهاى مدرسه را هم كلا پول داده و مىدهد . اگر در حقيقت ، مال اين غلام [ خانه ] زاد بر ذمّهء او نيست ، چرا آنقدر پول خرج مىنمايد . تا حال مبالغهاى كلّى به مردم تعارف داده است . از مروّت و عدالت همايونى دور است كه پدر اين غلام در خلوت او را امين و بادين بداند ، مال خودش را به او بسپارد و حال او در مقام حاشا برآيد ، چون اين عمل در شرع كارش بسيار باريك است . عمل شرعى مثل عمل ديوانى نيست . اگر پدر چاكر مىدانست كه اين مرد بىدينى است البته به قانون شرع مطاع كار خودش را محكم و درست مىنمود . حال صاحب رحم و امر ، امر همايون اعلى است .
اسناد تاريخى خاندان غفارى ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: بهرام غفارى
ص١٨٦