قربان خاكپاى اقدس همايونت گردم وضع اردوى اينجا طورى اتفاق افتاد كه از براى حاصل رعيت ، خالى از ضرر نشد . اغلب مردم به سبب تنگى جا ناچار شدند كه در زمينهاى مزروع چادر بزنند ، يا زمين زراعتشده را محلّ عبور قرار دهند . دور نيست كه علاوه از اينها ، در گوشه و كنار هم به شبدر و علف رعيت هم جزئى دستاندازى شده باشد .
آجودانباشى هم نزد فدوى آمده همين فقرات را بيان مىكرد و مىگفت چون چند روز ديگر در اينجا توقف خواهد بود ، اگر بندگان اقدس شاهنشاه روحنا فداه به من و نسقچىباشى فردا يك تهديد و تهديدى نفرمايند ، دور نيست هم در اين چند روزه مردم قدرى زيادهروى كنند و هم سرايت به منازلى كه در پيش است بكنند . « 1 »
چون عرض او را بىغرض ديدم جسارت به عرض كردم . هرگاه رأى مهرآراى مبارك قرار بگيرد مقرّر دارند كه به تحقيق بازديد زراعت رعيت شده ، هر زراعتى را كه شخص معينى چادر زده غرامت را از صاحب چادر بگيرند و به رعيت بدهند . در جائى كه خرابى آن متعلق به شخص معيّن نشد ، از جانب ديوان اعلى انعامى مرحمت شود و تأكيدى هم به خود آجودانباشى و نسقچىباشى هم بشود كه بر مواظبت آيندهء خود بيفزايند ، ديگر امر ، امر همايون شاهنشاه روحنا فداه است ، و السلام .
حاشيه به خط ناصر الدين شاه :
امين الدوله امروز در سوارى هم ملاحظه شد به بعضى از حاصل ضرر رسيده است و بخصوصه امروز تأكيد زياد كردم در اين باب ؛ ليكن هيچكس عمدا اذيت نكرده است ، اضطرارا مردم افتادهاند . بازديد خرابى حاصل را يك روز به زمان مانده بايد كرد .
هركس چادر زده است و معلوم است ، البته پول به اندازهء خرابى حاصل بايد به صاحب زمين بدهد . هرقدر زمينش معيّن نشد كه خراب كرده است ، البتّه ما خود انعام مىدهيم .
فردا مجددا هم تاكيد مىشود .
- 189 - عريضهاى به ناصر الدين شاه و جواب كتبى او به خط خود ميرزا فتحعلى خان صاحب ديوان و حساب مغشوش آذربايجان
هامش
( 1 ) . در اصل : بكند