تصدق خاكپاى اقدس همايونت گردم در باب تنخواه انفادى خراسان آدم به سر آقا محمّد على صرّاف گذاشتهام ، وعده داده است كه تا ظهر بروات تجارتى را برساند . غلام فدوى نوشتجات متعلقه به اين كار را حاضر نموده ، شهاب الملك هم چاپار را مهيّا كرده است . هر ساعت كه بروات تجارتى را آقا محمّد على برساند چاپار را بدون معطلى روانه خواهد كرد . خاطر مبارك آسوده باشد كه آنى از فرمايشات مقرّره غفلت نخواهد شد . حالا سردار كل از تلگراف اعلامى كرده بود اين غلام مطّلع نشد كه فرد خلاصه را مستوفى الممالك از نظر مبارك گذرانيده و فرمايشى درين باب فرمودهاند ، يا فرد هنوز از نظر مبارك نگذشته .
حالت صاحبديوان و سايرين كه تنخواه بايد بدهند در تبريز زياد مغشوش است ، چنان كه مقرّر فرمودند هم جوابى بايد به تلگراف آنها داده شود و هم مصحوب چاپار نوشته شود . نوشتجات صاحبديوان و ميرزا قهرمان از نظر انور همايون گذشته و جواب همه را فرمودهاند . هم اين غلام نوشته و هم نوشتجات را با جواب آنها نزد دبير الملك فرستاده است . سبب روانه نكردن چاپار محض معلوم نشدن باقى آنها بوده است . هرگاه اين غلام به جاجرود بيايد و متعرّض جواب سردار كل و صاحبديوان نشود ، اسباب پريشانى آنها مىشود . اگر امر مىفرمايند خلاصهء حساب را از مستوفى الممالك گرفته به تلگراف برود و از روى فرد سؤال و جواب كرده ، هم آنها را از حقيقت عمل مستحضر سازد ، و هم اگر شبهه [ اى ] كردهاند رفع آن را بكند و هم اگر مطلب حسابى دارند هنگام شرفيابى خود در جاجرود عرضه دارد ، و اگر حكم قطعى فرمودهاند اين غلام مطلع شده به مقام سؤال و جواب برنيايد . ملفوفهء فرمان هم حسب الامر به افتخار صاحبديوان نوشته شده انفاد حضور مبارك داشت كه از نظر همايون و صحّهء مبارك گذشته براى مزيد اطمينان و اميدوارى او روانه دارد . سه طغرا ملفوفه و برات هم تعلّق به سيستان است آنها را نيز انفاد نمود كه به نظر انور و صحّهء مبارك برسد . الامر الاقدس الارفع الاعلى مطاع .
صدر عريضه به خطّ ناصر الدين شاه :
در باب صاحب ديوان و آذربايجان همان است كه آن روز به مستوفى الممالك حكم شد و فرد او را هنوز نديدهام . شما بگيريد با تلغراف درست سؤال و جواب كرده حالى بكنيد . بعد از « 1 » آن به جاجرود بيائيد . حالى كردن اين حساب از آمدن جاجرود لازمتر است .
هامش
( 1 ) . در اصل بعدز