مرگ چانكرى و غازى دانشمندى ، آنكارا و قونيه را ضميمهء مملكت خود ساخت و در قونيه جا گرفت . پس از مرگ آلكسيس كمننوس ، مانوئل كمننوس ، بتخت نشست .
در سال 541 ه ( 1146 م ) صليبىها بدست عماد الدين زنگى شكست سختى خوردند . اين خبر عالم مسيحيت را برانگيخت . امپراطور روم مانوئل كمننوس باتفاق كنراد دوم
Conrad II
پادشاه آلمان و لوئى هفتم پادشاه فرانسه با لشكر گرانى به آناطولى رهسپار شدند . چون امپراطور روم باطنا از خساراتى كه از طرف صليبيان به كشور او وارد مىآمد در رنج بود ، در نهان با مسعود سازش كرد . كنراد پادشاه آلمانها كه تا اسكىشهر پيشرفت كرده بودند ، از طرف مأموران بيزانس كه همراه ايشان بودند به خوبى راهنمائى نمىشدند .
از اينجهت بدست امير قاپلان كه سردار مسعود بود شكست فاحشى خوردند . كنراد گريخته خود را به شتاب به قسطنطنيه رسانيد . سپاهيان فرانسوى كه تا دنيزلى آمده بودند در آنجا از لشكريان ترك شكست سختى خوردند . تنها پادشاه و ملكهء فرانسه موفق شدند كه به آنطاكيه بگريزند . مسعود بسوى آنطاكيه لشكر كشيد و پيش از آنكه به آن شهر برسد در ميان او و مسيحيان صلح برقرار شد و فقط توانست كه مرعش را به مستملكات خود بيفزايد . مسعود در سال 1156 درگذشت و بجاى او عز الدين قليج ارسلان بر تخت نشست . « 1 »
قليج ارسلان دوم 551 - 584 ه ( 1156 - 1188 م )
پس از مسعود پسرش عز الدين قليج ارسلان دوم كه اميرى بالياقت بود جانشين پدر شد . برادرش ملكشاه ملقب به شاهنشاه دعوى شاهى كرد . و ياغى بسان دانشمندى ازو حمايت مىنمود . شاهنشاه بر آنقره استيلا يافت و مدعى تاج و تخت سلاجقه شد . امراى دانشمندى نيز تحت حمايت الملك العادل ابو القاسم نور الدين محمد بن عماد الدين زنگى از سلسلهء اتابكان حلب بودند . قليج ارسلان به منظور انداختن اختلاف بين دانشمنديه ، بحمايت دو تن از خاندان دانشمنديهء كوچك كه يكى امير ذو النون حاكم قيصريه و ديگرى ذو القرنين حاكم ملاطيه بودند پرداخت و آن دو را بر ضد دانشمنديهء بزرگ تقويت كرد . چون آن دو خانواده به نزاع با يكديگر برخاستند قليج ارسلان فرصت غنيمت شمرده به جنگ شاهنشاه رفت و او را در سال 553 ه ( 1158 م ) شكست سختى داد و از سرزمينهائى كه در كنار فرات در تصرف داشت براند .
مقارن همين زمان ياغى بسان دانشمندى به سواحل درياى سياه دست يافت . قليج ارسلان از دو جبهه مورد تهديد قرار گرفت . از طرف مغرب مانوئل
Manuel
امپراطور بيزانس كه بجاى الكسيس كمننوس نشسته بود به سرحدات سلاجقه تجاوز كرد و بعضى از اراضى ايشان را تسخير نمود . از سوى ديگر دانشمنديه و نور الدين زنگى كه دستنشاندهء دولت بيزانس بودند به مخالفت برخاستند .
هامش
( 1 ) -Tamara Talbot Rice , The Seljuks in Asia Minor , London 1961 , P . 42 - 61 .