تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 86

مساهمون:

صمقدمه ٨٦
همان سال سقمان را بحكومت حصن كيفا در دياربكر فرستاد و اندكى بعد ماردين را هم بر آن ضميمه نمود . در سال 502 ه ( 1108 م ) ماردين به ايلغازى داده شد و از اين تاريخ دو شعبه از خاندان ارتقى در حصن كيفا و ماردين برقرار گرديدند . شاخهء كوچكى از شعبهء كيفا در خرتپرت و دياربكر از سال 521 تا 620 ه ( 1127 - 1223 م ) حكومت مىكردند . سپس سلطان محمود سلجوقى حكومت ماردين و ميافارقين را در ولايت دياربكر به ايلغازى سپرد . « 1 » مرگ قليج ارسلان باعث توسعهء نفوذ سلاجقهء ايران در آسياى صغير شد . پس از قليج ارسلان زن بيوهء او كه از وى پسرى بنام طغرل ارسلان داشت و در هنگام جنگ موصل با شوهر خود در ملاطيه بسر مىبرد بفكر جانشينى فرزند خويش افتاد . او براى آنكه طغرل ارسلان را بپادشاهى رساند . پس از قليج ارسلان يكى پس از ديگرى به سه تن از امراى ترك شوهر كرد و بهريك از آنان لقب اتابك مىداد . سرانجام در 1118 م با بلك
Balak
كه يكى از جانشينان ارتق مزبور بود ازدواج نمود . وى بحمايت پسر او قليج ارسلان برخاست . و با سلجوقيان ايران و عراق درافتاد و در حوضهء علياى رود دجله نزديك سواحل فرات در جائى بنام خانزيت مستقر شد . اين محل حاكم‌نشين ولايت خرتپرت و نزديك حصن زياد و العزيز كنونى بود ، كه در انحناى رود فرات در مشرق ملاطيه واقع مىشد . سپس اين زن براى تقويت پسر خود لازم ديد كه با سلطان محمد سلجوقى ارتباط پيدا كند . در اين هنگام سلطان با صليبيان فرنگى و ارمنى در كوههاى توروس وسطى مىجنگيد . آن زن تركمانان را عليه صليبيان برانگيخت تا به سلطان نشان دهد كه به يارى او برخاسته است . اما در مغرب ولايت قونيه پسر ديگر قليج ارسلان كه ملكشاه نام داشت و جانشين او محسوب مىشد بدست چاولى زندانى گشت و به نزد سلطان محمد پادشاه سلجوقى گسيل شد و چنان كه در بالا گفتيم پس از چندى از زندان گريخته به آسياى صغير آمد و با لقب شاهنشاه به تخت نشست .

سلطنت شاهنشاه 501 - 510 ه ( 1107 - 1116 م )

در اين هنگام اوضاع آسياى صغير آشفته بود و قدرت در ميان سرداران ترك دست بدست مىگشت . دولت بيزانس از فرصت استفاده كرده به استحكام شهرها و قلاع خود همت گماشت . امير حسن حاكم كاپادوكيه كه از تجديد استحكام ادرميد آگاه شد به آلاشهر لشكر كشيد و قواى خود را به چند قسمت تقسيم نموده خود فرماندهى دسته‌اى از ايشان را به عهده گرفته بسوى ازمير و پرگاما حركت كرد . در اين هنگام محمد پادشاه سلجوقى ايران قوائى به يارى تركان به آناطولى فرستاده و اسيران بسيارى از مسيحيان گرفت . اما والى بيزانسى آلاشهر تركان را
هامش
( 1 ) - رك : استانلى لين‌پول ، طبقات سلاطين اسلام ، ترجمه اقبال آشتيانى ص 148 - 151 . ؛ رزق إله منقريوس الصدفى ، تاريخ دول الاسلام ، ج 2 ص 134 - 142 .