ايشان افتاد و سر او را بريده و به نشان فيروزى به نزد سلطان فرستادند .
مانوئل لشكرى ديگر بسوى او گسيل داشت كه قليج ارسلان آنان را در ميريوكيفالون
Myriokephalon
كه در گردنهء سلطان داغ در بالاى آغرى دير قرار داشت غافلگير كرد و ايشان را شكست داد . شخص امپراطور كه با اين لشكر همراه بود نزديك بود كه مانند ديوجانس كه در صد سال پيش در جنگ ملاذگرد اسير سلجوقيان شده بود او نيز گرفتار شود ولى به زحمت بسيار بگريخت . در اين جنگ غنايم فراوانى بدست سلجوقيان افتاد . چنان كه قليج ارسلان بعضى از آنها را بعنوان هديه به پيش خليفهء بغداد فرستاد . و بقيه را صرف ساختن قلعههاى قونيه كرد .
در زمان او صلاح الدين ايوبى به اوج قدرت خود رسيده بود ولى قليج ارسلان از او بيمى نداشت و در سال 575 ه قلعهء رعبان را كه براى محافظت جادهء بين حلب به سميساط در كنار فرات بنا شده بود تسخير كرد . صلاح الدين فورا برادرزادهاش را جهت تثبيت مرز بين دو كشور فرستاد ، اما قليج ارسلان پيشنهاد او را نپذيرفت .
سال بعد واقعهاى اتفاق افتاد كه كار به دخالت صلاح الدين ايوبى كشيد . قليج ارسلان دخترى بنام سلجوقه خاتون داشت كه او را گوهر نصيبه خاتون نيز مىخواندند او اين دختر را به نور الدين محمد پسر سلتوق امير حصن كيفا به زنى داد . بعد از چند ماه آن دختر به سبب بدرفتارى شوهرش با وى ، و عاشق شدن او به يك دختر رقاصه بخانهء پدرش قليج ارسلان باز گشت . قليج ارسلان برآشفت و با لشكرى براى تأديب دامادش رهسپار شد . نور الدين بگريخت و به دربار صلاح الدين ايوبى پناهنده گشت . قليج ارسلان حاضر نشد كه سلاح بر زمين گذارد مگر آنكه شهرهائى را كه بابت شيربهاى دخترش تعيين شده بود بوى بازگردد .
صلاح الدين به پشتيبانى از نور الدين قصد نبرد با قليج ارسلان داشت ولى چون مشغول جنگ با صليبيان فرانسوى بود از اين كار خوددارى كرد . سرانجام در ميان افتاده او و دامادش را با يكديگر آشتى داد و قرار شد كه نور الدين آن زن رقاصهء زيبا را رها كند و سلجوقه خاتون ديگرباره بخانهء شوهر بازگردد .
از شرايط صلح امپراطور بيزانس پس از شكست او از قليج ارسلان اين بود كه قلعهها و استحكامات شهرهاى مرزى بين دو كشور را خراب كند . امپراطور بعهد خود وفا كرد ولى استحكامات اسكىشهر را از ميان نبرد و اين امر موجب تجديد جنگ بين او و قليج ارسلان گرديد ولى ديگرباره بين طرفين صلح شد . ديرى نگذشت كه مانوئل بمرد و بجاى او الكسيس كمننوس دوم نشست . چون اوضاع داخلى بيزانس آشفته بود قليج ارسلان فرصت را غنيمت شمرده بعضى از شهرهاى مرزى را تسخير كرد .
در سال 1185 م قليج ارسلان سپاهى بفرماندهى اميرسام به متصرفات بيزانس فرستاد و امتيازاتى بدست آورد .