تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 89

مساهمون:

صمقدمه ٨٩
از جانب شمال شرقى امير دانشمندى ديگر كه يعقوب ارسلان نام داشت بر او قيام كرد بر اثر اين جنگها قليج ارسلان سرزمينهائى را در حوالى البستان ( ابلستان ) در منطقهء آنتى - توروس از دست داد . و از طرف دولت بيزانس نيز به درهء مناندر رانده شد . ناچار به شرايط دولت بيزانس تسليم شده و با آن دولت صلح كرد . طبق اين شرايط ملزم شد كه بعضى از اراضى آسيائى را تخليه كند و تعهد نمود كه در صورت لزوم قواى نظامى لازم در اختيار آن دولت بگذارد . قليج ارسلان به منظور تحكيم دوستى و مودت خود با بيزانس ، و عقد قراردادى با آن دولت ناچار شد كه در سال 557 ه ( 1161 م ) به قسطنطنيه برود . امپراطور توقع داشت كه او را مانند يك امير دست‌نشانده بپذيرد ولى قليج ارسلان بر آن شد كه مانند يك پادشاه مستقل با جلال و شكوه به آن شهر وارد شود . و مهمان رسمى دولت بيزانس باشد . امپراطور او را به احترام پذيرفت و وى چند ماه در قسطنطنيه بماند و قرارداد صلح را با امپراطور امضا كرد . اما در موقعى كه قصد مراجعت نمود ، امپراطور او را از بردن پسر كوچكش كه وى را بسيار دوست مىداشت مانع شد و آن فرزند را بعنوان گروگان در بيزانس نگاهداشت . قليج ارسلان پس از بازگشت به قونيه براى اينكه خود را از خيال فرزند خويش منصرف كند به فكر ازدواج با دختر امير سلتوق افتاد كه فرمانرواى ولايت ارزنة الروم ( ارزروم ) بود . اما در هنگامى كه آن عروس به خانهء داماد مىآمد در بين راه توسط يعقوب ارسلان دانشمندى كه آن دختر را براى برادرزاده‌اش خواستگارى مىكرد ربوده شد . قليج ارسلان را غيرت بجنبيد و بر خلاف معاهدهء قسطنطنيه كه او را از حملهء به اميران دست‌نشاندهء بيزانس ممنوع مىداشت به دانشمنديان اعلان جنگ داد . و البستان و لارنده ( قرامان ) را در سال 560 ه ( 1164 ) م ) ، و كاپادوكيه را با دو شهر قيصريه و ملاطيه در 564 و آنقره را در 565 ه تسخير كرد . پس از مرگ يعقوب ارسلان با كمك نور الدين امير حلب ، مرعش و سيواس را بگرفت . و با اينكه مىتوانست به دولت دانشمنديه خاتمه دهد ولى تا سال 571 كه تاريخ انقراض ايشان است دانشمنديه به حكومت ضعيف خود ادامه مىدادند . در سال 560 ه ملك ذو النون را شكست داد و وى كه نوهء ياغى بسان بود و مفلوج و معلول گشته بود گريخت و به نزد نور الدين به نيكسار رفت . و از او كه پدرزنش بود مدد خواست . نور الدين سردارى را بنام عبد المسيح با سه هزار مرد به كمك او فرستاد و قيصريه و سيواس را مستخلص گردانيد . چون قليج ارسلان بر دانشمنديه دست يافت و دولت ايشان را منقرض ساخت امپراطور روم از وى خواست كه بعضى از اراضى دانشمنديه را به او واگذارد . قليج ارسلان از قبول اين تقاضا خوددارى كرد . سپس مانوئل سپاهى را به سركردگى پسرعمش آندرونيكوس واتاتز
Andronicos - Vatatse
به پافلاگونيه ( قسطمونى كنونى ) فرستاد . سلجوقيان بر اين لشكر در نزديكى نيكسار شبيخون زده و ايشانرا شكست دادند و واتاتز
Vatatse
بدست