به روايت ابن عبرى « 1 » سفير روم پس از اينكه از قدرت و شوكت رومانوس سخن فراوان گفت از طرف امپراطور درخواست كرد كه سلطان قلعهء منازكرت و اخلاط را به روم مسترد دارد .
سلطان به سفير روم جواب صريحى نداد ، آلب ارسلان مىخواست كه از حلب براى فتح دمشق حركت كند اما خبر پيشروى سريع رومانوس او را از ادامهء فتح آن شهر باز داشت ، و در سوم رجب همان سال ديگرباره به سوى آناطولى آمد .
رومانوس ديوجانس چون به سيواس رسيد خبر حركت آلب ارسلان را از شام بشنيد و سپس وارد ارزنة الروم شد و سپاه خود را به سه قسمت تقسيم كرد :
سى هزار تن از فرانكها و اوزها به سردارى اورسليوس
Urselius
مأمور پيشروى بسوى اخلاط « 2 » شدند . دستهاى نيز براى تهيهء خواربار عازم اطراف گشتند . خود رومانوس نيز به پيشوائى سپاهى بسوى منازكرت پيش آمد . در بين راه لشكر ارمنستان به سردارى ماگسترس
Magistros
بوى پيوست . هنوز مسافتى دراز طى نكرده بود كه نامهاى از سردار خود داباتانس
Dabatanes
دريافت داشت كه آلب ارسلان بسوى بغداد در حركت است . ديوجانس گمان كرد كه سلطان از بيم او عقبنشينى كرده است . ولى آلب ارسلان بسوى موصل رفته بود تا در آنجا منتظر قواى كمكى باشد . و در ضمن توسط جاسوسان از راه منازكرت اطمينان حاصل كند . رومانوس كه به كاميابى خود غره بود با آسانى بر منازكرت دست يافت و همهء مدافعان سلجوقى دژ منازكرت را بكشت و گروهى از سپاهيان خود را به سردارى باسيلاكس
Basilaks
به يارى پادگان رومى به اخلاط فرستاد .
جنگ منازكرت ( ملاذگرد )
نخستين جنگ ايرانيان و روميان در چهارشنبه 24 اوت ميان لشكريان باسيلاكس و پيشقراولان سپاه آلب ارسلان روى داد . در اين جنگ سلجوقيان توانستند روميان را شكست داده باسيلاكس را به اسارت بگيرند ، و نيز توانستند نيروى امدادى روم را كه به سردارى برينيوس
Bryennios
تازه از راه رسيده بود در هم بكوبند . سردار مزبور با زخمهاى مهلكى كه داشت ناچار به عقبنشينى شد . در اين جنگ صليب بزرگى همراه غنايم با اسيران بسيار به نزد خواجه نظام الملك وزير با تدبير سلجوقى كه در همدان مقر داشت فرستاده شد .
رومانوس با لشكريان خود به صحراى زهره در 10 يا 13 كيلومترى منازكرت
هامش
( 1 ) - كتاب تاريخ مختصر الدول - طبع بيروت 1890 ، ص 322 - 323
( 2 ) - اخلاط اكنون از شهرهاى تركيه است كه در شمال غربى درياچهء وان واقع مىباشد .
و ويرانههاى قديم شهر اخلاط يا خلاط نزديك آن است . ( دايرة المعارف فارسى ) .