ايالت كاپادوكيه را مورد حمله قرار داد . سردار رومى نيكه فروس بوتانياتس -
Nike Phoros Eotaniates
مأمور شد كه از حملهء سوارهنظام سلجوقى كه به طرف كيليكيه پيش مىآمدند جلوگيرى نمايد . اما او هم نتوانست كارى از پيش ببرد .
در اين هنگام پادشاه بيزانس يا روم شرقى ، زنى بنام اودكسيا
Eudoxia
بود .
چون در ادارهء امور سلطنت فروماند در برابر تهديد سلجوقيان و دشمنان داخلى ناچار شد با يكى از سرداران معروف خود بنام رومانوس ديوجانس كه ذكر او در پيش گذشت زناشويى كند .
رومانوس در سال 1068 ميلادى خود را امپراطور روم شرقى خواند و هنوز دو ماه از جلوس او نگذشته بود كه در ماه مارس همان سال به گردآورى لشكرى فراوان از اقوام مختلف پرداخته و به شتاب براى مقابله با سلجوقيان بسوى آناطولى حركت كرد .
كاتاتورياس
Kataturias
كه از سرداران روم بود به فرمان امپراطور ، راههايى را كه به كيليكيه منتهى مىشد مسدود كرد تا روميان بتوانند سوارهنظام سلجوقى را منهدم سازند . در سال 1070 م امپراطور ديوجانس سپاه بزرگى ترتيب داد تا ولايت از دست رفته را بازستاند . اما درباريانش با اين لشكركشى كه به رياست او بود مخالفت ورزيده از وى خواستند كه سردارى سپاه را به مانوئل كومننوس
Manuel Komnenos
واگذارد و خود در شهر قسطنطنيه بماند . قشون روم شرقى در حوالى سيواس با لشكريان سلجوقى كه تحت قيادت ارسقون سردار خود در حركت بودند تلاقى نمودند . در جنگ بزرگى كه به وقوع پيوست روميان شكستيافته و مانوئل كومننوس سردار ايشان بدست تركان گرفتار شد .
مقارن همين احوال افشين سردار ايرانى ديگر ، سرزمينهاى فريگيه و شهر خونئه
Khonae
( خناس ) را در نزديكى دريا غارت و خراب كرد . ظاهرا سواران سلجوقى توانسته بودند تا درياى مرمره پيشرفت نمايند .
سرانجام امپراطور رومانوس ديوجانس براى آنكه دست سلجوقيان را از سرزمينهاى شرقى كشور خود كوتاه كند در 13 مارس 1071 ميلادى با لشكر بزرگى بسوى مشرق حركت كرد و حتى از غرورى كه داشت در اين لشكركشى خيال فتح ايران را نيز در سر مىپرورانيد . در همين هنگام بود كه آلب ارسلان با لشكرى به محاصرهء حلب رفته بود .
آلب ارسلان از خبر عزيمت امپراطور روم با لشكر انبوه خود به شتاب به آناطولى آمد و قلعهء منازكرت ( ملاذكرد ) را كه توسط ارمنيان طرفدار بيزانس مدافعه مىشد ، فتح نمود .
و پس از اين فتوحات دو شهر ميافارقين و آمد به اطاعت او درآمدند .
كوشش سلجوقيان براى تسخير اورفه ( الرها ) بىنتيجه ماند . پادشاه سلجوقى از آنجا به حلب آمد و در اين محل نخستين سفير روم شرقى به پيشگاه او رسيد .