علاء الدوله را بود . بعد از آن پسرش غياث الدين كيخسرو او را بنادانى زهر داد و بدان درگذشت . در سنه ست و ثلاثين و ستمايه كار سلطنت بر پسرش
غياث الدين كيخسرو
تعلق گرفت و مدت شش سال حكم كرد . از لشكر مغول سپاهى گران در صحبت امير بايجو بجنگ او رفتند . امراء روم بنوبت با او جنگ مىكردند و منهزم مىشدند . چون تمامت سپاه روم از مغول گريزان شدند ، سلطان نيز خرگاه و خيمه و سراپرده بجاى مانده منهزم شد و لشكر مغول بر روم دست يافتند . سلطان غياث الدين كيخسرو در سنهء اربع و اربعين و ستمايه فرمان يافت بعد ازو پسرش
ركن الدين سليمان
سلطنت يافت . مدبر ملك معين الدين پروانه كاشى بود . سلطان برادر خود علاء الدين كيقباد را به حضرت قاآن فرستاد و او مهمات بمراد ساخت و مراجعت نمود . چون بحدود روم رسيد ، ركن الدين سليمان از خوف آنكه برادر بر او تفوق جويد ، او را در راه زهر داد و هلاك كرد .
برادر ديگرش كيكاوس ازو متوهم شد . بگريخت و به قرم رفت . لشكر بركاى خان او را به حضرت بردند و به حكم فرمان ، سلطنت روم به دو مفوض شد و او عازم روم گشت . اما در راه فرمان يافت و مدت هجده سال در آن غربت بسر برده بود . سلطنت ركن الدين سليمان در سنه اربع و ستين و ستمايه بفرمان ابقا خان بياسا رسيد بعد ازو پسرش
غياث الدين كيخسرو
بسلطنت رسيد و او در حد طفوليت بود . از ديوان مغول ، خواجه معين الدين پروانه را تمكين دادند و او مادر كيخسرو را در نكاح آورد . مدت هيجده سال ، سلطنت بر كيخسرو مقرر بود در سنه اثنى و ثمانين و ستمايه در آذربيجان بفرمان احمد خان جهت آنكه با شاهزاده قنقرتاى خويشى داشت بياسا رسيد . بعد از او
غياث الدين مسعود
ابن كيكاوس كه از قرم آمده بود ، بفرمان ارغون خان نامزد سلطنت شد . احوال روم در عهد او در اضطراب بود . اولاد منتشا و ارطغرلشاه بر ساحل انطاكيه و علائيه و لاذقيه بتغلب مستولى شدند و پسر اشرف ولايت ارمناك كه متصل سيس است از تصرف مغول بيرون برد .
جهت دفع ايشان شهزادگان گيخاتو و هولاجو را بروم فرستادند و وزارت به عمزادهام مرحوم