تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

غياث الدين كيخسرو

در قونيه بود . بجاى پدر نشست . برادر مهترش ركن الدين سليمان با او درنساخت و از برادران هركه با او موافقت نمود . ملكى كه پدر به او داده بود بر او مقرر داشت و هركه مخالفت او كرد ، او را نيست گردانيد و با لشكر بسيار به قونيه رفت و آن را حصار داد . چون اهل قونيه را با غياث الدين كيخسرو خوش بود ، مدتى در كار حصار رفت . بعد از آن صلح كردند بر آنكه سلطنت ركن الدين سليمان را بود و غياث الدين كيخسرو را از برادر امان باشد تا با اتباع به ابلستان رود . مدتى برين صورت بود . چون كيخسرو از برادران متوهم بود به استنبول گريخت . درين حال در عراق ، سلاطين سلجوقى برافتادند و ملك بخوارزميان رسيد . كار سلطنت ركن الدين سليمان در روم قوى شد . از دار الخلافه او را السلطان القاهر لقب دادند و او ارزن الروم بگرفت و به برادرزاده داد . از آنجا آهنگ ابخاز و گرجستان كرد . اما چون شرايط احتياط نامرعى گذاشت ، شكست بر او افتاد با روم رفت . خواست كه بانتقام رود زمان نيافت و در سنه اثنى و ستمايه بجوار رحمت حق رفت . بيست و چهار سال حكم كرده بود . پسرش

عز الدين قليج ارسلان

را هرچند در حد طفوليت بود ، بر تخت سلطنت نشاندند . يكسال اسم سلطنت داشت و جهت كودكى او ميان امراء اختلاف افتاد . اتابك يرنقش را بطلب غياث الدين كيخسرو فرستادند تا از ديار فرنگ باز آمد . عز الدين قليج ارسلان را طاقت مقاومت او نبود . قونيه به دو بازگذاشت . سلطنت بر غياث الدين كيخسرو قرار گرفت . شش سال حكم كرد و عز الدين ارسلان را بدست آورد و بقلعه فرستاد و هم آنجا فرمان يافت . كيخسرو چندى از بلاد قرامان در تصرف آورد و قلاع بسيار فتح كرد و بحدود لاذقيه بجنگ فاسليوس رفت و در جنگ كفار شهيد شد ، در سنه تسع و ستمايه پسرش

عز الدين كيكاوس

بسلطنت نشست و بعد از يك سال برنج سل نماند . برادرش

علاء الدين كيقباد

بسلطنت رسيد . مدت بيست و شش سال پادشاهى كرد . او نامدارترين پادشاهان آن خاندان بود . سلطنتى بسزا كرد و برادرش ركن الدين سليمان مخالفت او نمود و بعد از محاربات بر دست او گرفتار شد و در قلعه هوشيار محبوس گشت ، هم آنجا فرمان يافت . ميان سلطان علاء الدوله كيقباد و سلطان جلال الدين خوارزمشاه محاربات رفت و ظفر سلطان