زيادت مىشد . چون آن خبر بسمع مبارك پادشاه اسلام غازان خان رسيد روز يكشنبه دوازدهم جمادى الاولى سنه ثمان و تسعين و ستمايه امير قتلغشاه را با لشكرى جهت دفع او به راه دياربكر روانهء روم فرمود و امير چوپان بهادر پيشتر در مقدمه رفته بود و بر عقب امير قتلغشاه امير سوتاى را با لشكرى روانه داشت ، و در فصل بهار هر دو لشكر را بصحراى آقشهر ارزنجان ملاقات افتاد در بيست و چهارم رجب سنهء ثمان و تسعين بعد از محاربه و مضاربه سولاميش منهزم گشت و روى بديار شام نهاد امراء او را بگرفتند و بياوردند . ( ص 121 - 122 تاريخ مبارك غازانى )
شنبهء چهاردهم شعبان يغلاقو سكورجى ببشارت از روم رسيد كه امير چوپان و باشغرد سولاميش را بشكستند و او با نفرى اندك بگريخت و تمامت لشكرها كه داشت بايلى درآمدند و الغو برادر ايلچيداى قوشجى را كه با او رفته بود كشتند و اقبال پسر اورقتو نويان پسر ايكاى نويان و طاشتمور ختائى را گرفته مىآوردند . ( ص 123 تاريخ مبارك غازانى )
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص٣٨٨