است كه به گفتهء بلاذرى روميان آن را از سنگ سياه ساخته بودند و هارون الرشيد بر استحكامات آن افزود و پادگان مهمى در آن جاى داد . كنيسه مسجد جامعى داشت و ظاهرا در جنوب رود جيحان واقع بود .
در آن حوالى ثغرى ديگرى بود كه اعراب آن را « مثقب » يعنى سوراخ شده مىگفتند و به گفتهء ياقوت چون در كوههايى واقع شده بود كه گويى در آن كوهها سوراخهاى بزرگى حفر شده بود آن ثغر به اين نام موسوم شد ، موضع دقيق آن معلوم نيست ولى قطعا از كنيسه مسافت زيادى نداشته و پاى جبل لكام نزديك ساحل دريا و مجاور مصيصه واقع بوده است .
سه شهر مصيصه « 1 » و اذنه و طرسوس كه همه از بناهاى روميان است هنوز پايدار مانده .
مصيصه واقع در كنار جيحان ( رود پيراسوس ) را عبد اللّه پسر عبد الملك خليفهء اموى در قرن اول فتح كرد .
شهر اذنه نزديك مصيصه در كنار نهر سيحان ( رود سروس ) « 2 » واقع است و در راه آن به مسافت كمى از مصيصه پلى سنگى از زمان ژوستينيان « 3 » وجود داشت كه در زمان وليد خليفهء اموى به سال 125 هجرى ترميم گرديد و به « جسر الوليد » معروف شد .
رودخانههاى سروس و پيراسوس را مسلمانان به ترتيب سيحان و جيحان نام دادهاند .
در اوايل امر اين دو رودخانه مرز آبى ممالك اسلام و روم بود و جغرافيدانهاى عرب به قياس و به تقليد از نام آمودريا « 4 » و سيردريا « 5 » واقع در آسياى مركزى ، آنها را به اين دو نام مىناميدند . سرچشمهء اين دو رودخانه در ارتفاعات شمالى ارمنستان صغير است .
مهمترين ثغور اسلامى شهر طرسوس بود كه پادگان نيرومندى متشكل از سوار و پياده در زمان قديم آن را حفظ مىكرد زيرا اين مكان بر مدخل جنوبى معبر معروف كيليكيه در جبال توروس مسلط بود . ابن حوقل گويد طرسوس دو باروى سنگى و صد هزار سوار ساخلو داشت . سپس گويد بين آن شهر و مرز روم كوههاى بلندى از انشعابات جبال لكام قرار دارد كه مانند سدى سديد بين دنياى اسلام و مسيحيت كشيده شده است .
جبال توروس چندين معبر يا گذرگاه داشت كه غالبا دو معبر آن مورد استفادهء مسلمين براى حملات ساليانهء آنان به بلاد روم واقع مىشد . معبر اول در شمال شرقى درب الحدث نام داشت كه از مرعش به سمت شمال مىرفت و به ابلستن كه بعدها البستان خوانده شد مىرسيد . معبر دوم كه بيش از معبر اول از آن عبورومرور مىشد معبر معروف به معبر كيليكيه واقع در شمال طرسوس بود و از آنجا شاهراهى بود كه به قسطنطنيه مىرفت و از اين راه بود كه قاصدهاى سريع السير و ايلچيانى كه بين خليفهء اسلام و قيصر روم آمد و رفت
هامش
( 1 ) -Mopsustia( 2 ) -Sarus( 3 ) -Justinian( 4 ) -Oxus( 5 ) -Jaxartes