تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
ديه قوزاغاج «
a
» در مقابلهء مقاتله جمرى رفتند و خوارج بديه التونتاش نزول كرده بودند در حال جمله در سلاح رفتند و پيادگان را پيش انداختند چون آب ميان ايشان حايل شد محمّد بك خواست كه گذر كند و با پسر صاحب محاربت نمايد شخصى از تركان عنان او را گرفت محمّد بك بر كنار جويبار صف كشيد و منتظر مىبود تا چه حالت حادث شود امير تاج الدين پسر بزرگ صاحب به حكم آنك بر خود اعتماد داشت و تركان را هيچ اعتبار نمىكرد بر محمّد بك حمله كرد و در ميان جوى رسيد محمّد بك نيز با نيزه در جوى راند ميان هر دو مقاومت و مقارعت بسيار رفت آخر الامر امير تاج الدين از اسپ در ميان آب افتاد تركمانان درتاختند و سرش از تن جدا كردند و از جملگى لشكر كه سالها در سايهء مرحمت و رأفت او آسوده بودند در آن ساعت هيچ كس جز يكنفر خادم بمدد او نرسيد و تركان كرميان كه هميشه صوره بلا معنى باشند روى برتافتند و باقى لشكرها متفرّق شدند و از آن معركه مال بسيار در دست خوارج افتاد امير سعد الدين خواجه يونس به سفر يحصار افتاد اهالى شهر او را گرفتند و بدست جمرى و محمّد بك دادند در اوّل او را بنواختند و قرار نهادند كه صد چهل هزار عدد خونبها ادا كند و او بدان تقرير راضى شد و قصّاد بطلب مال روان كرد عاقبت آن دو غدّار از قرار تجاوز نمودند و خواجه يونس را شهيد كردند و روى بمحاصرت قراحصار دوله نهادند و چون از فتح آن عاجز بودند باز بقونيه
هامش
a( sic ) . Kozaghatch .فوراعاجP
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 327 | محمد جواد مشكور