تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كشيدند از غايت دهشت و فرط حيرت جوابهاء متناقض مى گفت عاقبت الامر او را بياسا رسانيديد و دست و پا و سر و هر عضوى را از اعضا جهت اعتبار كفّار نعمت و انزجار خدمتكاران غدّار بهر ديار ارسال كردند آ نگه باتّفاق همه عزم قشلاق ساختند و آن زمستان امراء روم از بام تا شام درين قضايا ملازم مغل مى بودند و در خوف و اعتراض رخنه ايّام ناكامى مىكردند چون اين حكايت بنهايت رسيد و عتاب بازخواست از ميان بر خاست و مردم خواستند آسود و چشم گشود حالات عجيب تجعل الولدان شيب از پردهء تقرير ظاهر شد و سور بسوز و فرح بترح و راحت با ماتم و شادى بغم تبديل يافت و مملكت متزلزل و قواعد سلطنت متخلخل گشت و از حركت ناصواب فندقدار شام هزاران شربت زهرآلود جان‌آشام بمذاق خاص و عام اين مملكت رسيد و يفعل اللّه ما يشاء

ذكر خروج فندقدار از طرف شام « * »

چون جهان‌آرايان قدرت
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
«
a
» حمل شاه سيّاره را از خانوت حوت به منزل حمل بردند و آوازهء بهار بر زبان سوسن و هزار در جهان انداختند از جانب سيس بر تواتر اخبار مىرسيد كه از طرف شام لشكر بسيار عزم ديار روم دارند از حضرت سلطنت فرمانها به اطراف در قلم آمد كه سپاه بضواحى قيصريه مجتمع شوند لشكر مغل و سپاه شاه برعايت و سرورى تودون نوين و توقو اغا و معين الدين پروانه از
هامش
aKor . 57 , 16 .* الاوامر العلائيه ص 670