تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
ارزن الروم پيوستند خبر عصيان پسران خطير استماع نمودند در حال صورت حال را به خدمت عرض داشتند فرمان نافذ شد كه پادشاه‌زادهء جهانگير و تودون بهادر و توقو اغا با لشكر بسيار بدفع فتنهء پسران خطير به طرف روم متوجّه شدند پسر خطير بر عادت قديم راه غوايت و جنون گرفته بود و ولايتها را بمردم دون و مرقه تفرقه مىكرد و بيكبارگى نقاب حيا از رخسار وفا برانداخته بود و جا نه حفاظ پرداخته اما از قبل اركان دولت احتراز مىنمود و بدان سبب گاهى بنكيده و زمانى بدولو تحصّن مىجست و خلايق را سرگردان مىداشت ناگاه منهيان خبر آوردند كه پروانه با لشكر بىكرانه در خدمت پادشاه‌زاده رسيد و احتياط جوانب و سدّ مهارب و حفظ مسارب نمود چون ولد خطير اين معنى استماع كرد چون برگ بيد در لرزه و اضطراب آمد و از هول سپاه مغل جهان سياه شد بدهليز سلطنت آمد و امرا را دعوت كرد و گفت كه من در تدارك سوء افعال خود هيچ مصلحت و راى بجز از «
a
» قرار ببعضى از معاقل خويش نمىبينم شما در خدمت موكب سلطنت نزد پروانه روانه شويد امرا را وداع كرد و با نفرى چند از جند خود راه قلعهء لولوه گرفت چون نزديك رسيد مردم خود را دستور داده پدرود كرد و با يكنفر غلام بر قلعه شد در حال كوتوال او را مقيّد كرد و قضيّه به خدمت بارگاه سلطنت باز نمود آرى چون شرف الدين بقلعه رفت اركان سلطنت نماز شام سلطان را سوار
هامش
aLes mots suivants jusqu'a. بجز ازau lieu deراىP sont ecrits a la marge .خويش