تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
وقت وداع معين الدين پروانه بتاج الدين كيو كه سرلشكر او بود و بسنان الدين پسر ارسلاندغمش بسرّ فرموده باشد كه من در حركات و سكنات اولاد خطير زنجانى «
a
» به هيچ وجه آثار خير تفرّس نمىكنم و بىگمان ازيشان فتنهء عظيم و بلائى اليم صدور خواهد يافت و اگر اين مهمّ نازك سانح نمىشد من بذات خود زنگ نهاد ايشان بمصقل مصقول يمانى از آينهء وجود هرچند بركشيدگان منند محو مىكردم اما بايد كه شما هر دو باتّفاق در اناء الليل و اطراف النهار انتهاز فرصت نماييد و با ساز و سلب در طلب قتل ايشان تحفّظ و تيقّظ لازم شمريد و در اهراق دم اخوين مسارعت واجب دانيد ايشان در خدمة امير پروانه اتمام اين مهمّ را التزام نمودند لكن در كارگاه تقدير تصوير بر خلاف تصوّر ايشان بود چون موكب سلطنت بقيصريه پيوست شرف الدين پسر خطير با فوجى از لشكر روم و از لشكر مغل روى سوى آبلستان جهت حراست ثغور نهاد و ببيگار «
a
» باشى نزول كرد ناگاه كوكبهء از اجناد شام از دربند بيرون تاختند و بعضى را از سپاهيان روم چون روم ارى پسر تركرى و سيف الدين ابو بكر جامدار و سيف الدين قراسنقر با خود بردند چون پسر خطير و قراول مغل اندك بودند باز گشتند و بكاروانسراى قراطاى نزول كردند بعزم آن‌كه فردا بصحراء قيصريه نزول كنند تاج الدين كيو و سنان الدين هم از آن فى الحال بقيصريه آمدند و نزد پسر پروانه رفتند و حكم
هامش
aP sans points .