تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
پدر را كه در وقت وداع شنيده بودند باز گفتند و هر سه بيارگى تأكيد اين مهمّ را سوگند خوردند كه چون هر دو برادر در پيش پسر پروانه آيند و اما بسراى سلطان حاضر شوند در قتل ايشان توقّفى ننمايند شخصى از ملازمان پسر پروانه اين راز بضيا اعلام كرد ضيا هم در زمان قاصد پيش برادر روان كرد و قضيّه را باز نمود و اتباع خود را فرمود كه همه در سلاح روند تا فردا روز بعد از معانقه با تاج كيو تيغ بىدريغ درو نهند روز ديگر ضيا باستقبال برادر رفت و حكايات را باز گفت نايرهء غضب هر دو استعال يافت و پسر پروانه بزعم آن‌كه پسران خطير از گرد راه بخدمة او روند آن روز سوار شد تاج الدين كيو و سنان الدين با مردى چند كه داشتند استقبال كردند شرف بر سبيل معاتبه بكيو گفت كه اگر خداوندزادهء ما ما را پيش‌باز آمدى در كمال او چه نقصان شدى كيو گفت اگر او را عذرى باشد ملك الامرا تجاوز فرمايد و نزد او رود تا او خجل شود ازين جواب شرف را حديث مواضعه محقّق شد ضيا به حكم آن كه از مدّتى دراز «
a
» تاج الدين كيو را نديده بود برسم معانقه پيش آمد و در خفا شمشير از نيام بركشيد و بر دست راست كيو راند كيو شمشير بدست چب از غلاف بركشيد و بهر كه مىرسيد مجروح مىكرد و چون زخم پسر خطير درو تأثير نموده بود بر وى درآمد در حال سرش از تن جدا كردند و بر فتراك ضيا بستند و هم آنجا امير سنان الدين شهيد
هامش
a. ؟ ؟ ؟P