الدين با تحف و مفاتيح دمشق بخدمة مشرّف گشت و طاعتدارى و انقياد نمود علاء الدين كازى را از درگاه بدان بندگى موسوم كردانيدند و چون ديار شام بتيغ جهانگير مسلّم گشت بوغا را «
a
» با پنجهزار سوار جهت محافظت آن ديار نصب فرمود و خويشتن عنان جهانگير بآذربيجان پيجان كردانيد و يرليغ و پايزه از عزّ الدين استرداد نمود و بسلطان ركن الدين داد و او را استمالت بسيار فرمود و اجازت معاودت شد هر دو بخرّمى و خوشدلى روى بممالك موروث نهادند و بر سرير سرور نشستند در آن ميانه صاحب طغرائى وفات كرد سلطان عزّ الدين وزارت را بعد از آن بنام فخر الدين على نايب تقرير فرمود و خلعت و دوات حكم و منصب وزارت به دو ارزانى داشت و « * » . . . . . «
b
» بوزارت سلطان ركن الدين بنام پروانه يرليغ فرستاد و ملك الامرا و الصدور تاج الدين المعتزّ «
c
» بن القاضى محيى الدين خوارزمى را به جهت ضبط وجوه خاصّه و حفظ آن مندوب فرمود و نزديك بود كه دلها مضطرب قرار گيرند و خواطر رميده آراميده گردد اشرار ليام و مفسدان اثام در نهاد پروانه نهادند تا اليجاق را بر آن آورد كه به خدمت از سلطان عزّ الدين شكايتها نوشت كه او را با مصريّان ميلان افتاده است و از صوب ديار پيوسته قصّاد ارسال مىكند اگر پادشاه اجازت فرمايد تدارك حال او تقديم رود و در آن باب فرمان صدور يافت بر مقتضاء حكم سلطان ركن الدين با لشكرهاء ممالك خويش و پرونه سوى قونيه روانه شدند
هامش
aKitou boga chez d'Ohsson et ailleurs .bLacune indiquee en Pc. ؟ ؟ ؟ معزP ici sans points ; plus loin* كذا فى الاصل . الاوامر العلائيه ص 633