تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
شماره را كه شمس الدين قزوينى را جهت آن مهمّ نامزد فرموده بودند منع كردند و در صحبت ايلچيان و يرغوجيان بزرگ رسول را بازگردانيدند در راه چون ببايجو رسيدند و او را آن حكم شنوانيدند روى سوى فخر الدين على كرد و گفت اخر جهت نظر من در ممالك روم رخنهء مىبايست گذاشتن همانا كه حرمان من بر شما شوم آيد بعد از آن ايلچيان تقليل پذيرفتند و اگر احيانا آمدندى التفاتى زيادت نمىيافتند و سلطان بكامرانى و اجراء احكام جوانى مشغول بود و صاحب قاضى عزّ الدين در مسند حكم متمكّن گشته و ولايت آسوده و تردّد رسولان دار الخلافه و موصل و ماردين و روم و فرنگ به حضرت سلطنت با احمال و تحف بر تواتر بود اما از قبل استيلاء اغاجريان كه منشاء ايشان صحرا و بيشهاء مرعش بود و قطع راهها و قتل قوافل مى كردند و در ممالك روم و شام و ارمن مىتاختند بر خاطر امراء دولت پريشانى و انديشه عظيم روى مىنمود صاحب قاضى عزّ الدين و شمس الدين يوتاش بكلربك با لشكرها و امرا عزم دفع اغاجريان كردند و بقيصريه آمدند و در آن زمان جلال الدين قراطاى درگذشته بود و فخر الدين ارسلاندغمش بانطاليه و قلعنده «
a
» با سلطان مانده بود و صاحب اعظم فخر الدين امير داد باستقبال موكب معظّم موسوم شده ناگاه خبر رسيد كه بايجو نوين با لشكرهاء بسيار و حواشى و مواشى و خواتين و اطفال قصد اين ديار دارد و پيش روشان بارزنجان پيوست بعضى از عساكر
هامش
a.sic؟ ؟ ؟ لعندهP