شريف پريشان ندارد همچنين حكايتكنان بجوسق كيخسرويه رفتند و سلطان ركن الدين را خلعت گرانمايه و اسپ تنگبسته و زر بسيار داد و در اقامت ميان برغلو «
a
» و اماسيه مخيّر كردانيد سلطان اماسيه را اختيار كرد و او را بانبوهى و توش «
b
» تمام باماسيه بردند مدّتى آنجا بود و از وخامت هواء آن متأذّى مىگشت بسلطان فرستاد تا او را از اماسيه ببرغلو بردند و اسباب كامرانى مرتّب كردانيدند
ذكر سبب تورّد بايجو در ممالك روم بار دوم و حوادث كى در آن ايّام حادث شد « * »
چون صاحب قاضى عزّ الدين بر دست وزارت نشست و مقاليد احكام مملكت در قبضهء استقلال گرفت و رسولان بايجو نوين و ديگر نوينان را در ممالك روم متواتر ديد و هر سال خزاين بىشمار در وجه افتقاد ايشان صرف مىرفت صاحب با قراطاى و ديگر امرا مصلحت آن ديدند كه اين معنى را به حضرت عرض دارند تا از آنجا به حكم يرليغ اين تسلّطها مندفع گردد و صاحب فخر الدين على را كه درين وقت حاكم مملكت است و در آن ايّام اميرداد بود جهت اين رسالت اختيار كردند و بيرون تحفها صد هزار عدد برسم افتقاد و وجوه نفقات راه از خزانه به دو رسانيدند چون بدان درگاه پيوست و حاجات عرض و يكتادلى سلطان باز نمود سيورغاميشى فرمودند و بر سلطنت روم و منع ايلچيان بايجو نوين و ديگر امرا يرليغ و پايزه دادند و سر
هامش
a. برغوP icib. ونوشP* الاوامر العلائيه ص 616