تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
حمل كنند اگر بدينچه سلطان عزّ الدين مرحمت فرمود راضى شوند فهو المراد و إلّا خطاب جز بلسان سنان نخواهد بود اعوان سلطنت بدان مقال التفات نكردند و سلطان از سر قيصريه و قيرشهر برخاست و باز همام الدين و قاضى حبيب را بخبر حصول رضا ارسال كردند و منتظر مىبودند تا چه جواب آيد ناگاه لشكر سلطان ركن الدين ظاهر گشتند و اينان اگرچه بعضى بخيام رفته بودند «
a
» و هر دو لشكر چون شير و پلنگ در جنگ آمدند نصرة الدين پسر قيماز و فلك الدين خليل يك دو نوبت حمله كردند و لشكر سلطان ثبات نمودند بار سيم لشكر سلطان حمله كردند و در مقابله رفتند و على بهادر كه در دست چپ بود بريشان تاخت و صفوفشان را برهم زد و نكايتى تمام بديشان رسانيد در آن حال اسپ نصرة الدين بسر در آمد و او را دستگير كردند و فلك الدين خليل راه هزيمت گرفت و صمصام الدين را پسر قريش دريافت مجروح كردانيده بخدمة سلطان آورد فى الحال او را با نصرة الدين اخوال سلطان هلاك كردند سلطان ركن الدين بدولو بعزم سيس متوجّه شد در منزل اوّل تركمانان او را گرفتند و حال را به خدمت سلطنت اعلام كردند ارسلاندغمش آنجا رفت و بمواثيق و ايمان دلگرمى داده بقيصريه آورد و سلطان عزّ الدين استقبال كرد و چون بهم رسيدند معانقه كرد و بگريست و گفت كه اين واقعه از تيره راى نصرت و صمصام بود ايشان سزاى كفران يافتند بايد كه برادر عزيز خاطر
هامش
a. در مقابله رفتندIl faudra ajouter :