تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
داشت اما در آن معركه جان‌فرسا چون ثهلان و حرى ثبات فرمود و وداع زندگانى و راحات اين جهانى كرد مصابرت مىفرمود ناچخى آبدار در دست گرفته و دلى از آتش حرب تفته بهادران مغل به دو رسيدند مقابله فرمود و در مقاتله تفو كرد و خيو انداخت عاقبت درجهء شهادت و مرتبهء سعادت يافت و امراء ديگر بنابرآنك از جانب حضرت سلطنت شكسته‌دل بودند در حرب ابلاى ناكرده و آثار جانسپارى ظاهر نكردانيده عزيمت هزيمت را غنيمت شمردند و چنانك عادت ايشان است راه فرار در پيش گرفتند و آن‌چنان غدر و خذلان روا ديدند تا دشمن مظفّر شد و لشكر سلطان نهبهء حدثان گشتند

ذكر جلاء سلطان عزّ الدين بار اوّل و خروج برادرش ركن « * » الدين از قلعهء برغلو و جلوس او بر تخت

چون در بيست و سوم رمضان سنه 654 لشكر سلطان را آن نكبت رسيد و سلطان را از آن تباهى آگاهى دادند همه شب پريشان و مشوّش بود روز ديگر با مخدّرات حرم و آقتاش «
a
» شرابسلار و كندصطبل و برادرش از دروازهء پول احمد سوى انطاليه عزيمت ساخت و قونيه را مهمل و معطّل و هرچه داشت آنجا گذاشت نظام الدين على بن ايلتمش «
b
» استاذ الدار از معركه جان بقونيه انداخت و بمحافظت شهر و تسكين غوغاء رنود و ترتيب طرغو مشغول شد و ارسلاندغمش با جماعت خواص از آن ملحمه ببرغلو افتادند و به حكم حصانت قلعه از هر طرفى معتبران ديوان
هامش
aLecture douteuse . P sans points .b.sicاللمش ؟ ؟ ؟ .P* الاوامر العلائيه ص 622
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 287 | محمد جواد مشكور