تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
مقضى و صاحب و شرف الدين كآلماء «
a
» و الراح با همديگر در ساختند و ملك ركن الدين را به خدمت بآئين شاهانه روانه كردند و قاضى كمال الدين ختنى «
b
» و عزّ الدين محمّدشاه را كه در آن زمان مشرف ممالك بود و بهاء الدين يوسف بن نوح ارزنجانى را در خدمتش ارسال فرمودند اخر بتقدير آسمانى مصافات صاحب و شرف الدين بمنافات انجاميد و استيناس بوحشت كشيد

ذكر پريشانى كه ميان صاحب اصبهانى و شرف الدين ارزنجانى واقع گشت « * »

سبب آن بود كه متعاقلان فضول‌پيشه جهت ترويج كار خويش در تزويج صاحب بوالدهء سلطان سخن راندند و در حال هم از اوّل فكر باخر عمل رسانيدند و شرايط نكاح و شكرريز بىآنك شرف الدين را آگاهى باشد باتمام پيوست شرف الدين و باقى امراء روم را ازين حكايت اثر انفت بر جبهت «
c
» حميّت التماع يافت و اسباب عتاب را در آن باب با صاحب تاب داد و بر آن «
d
» جرأت مواخذت لازم شمرد چندان‌كه صاحب عذر مىآورد قبول نمىكرد تا روزى بسمع صاحب رسانيدند كه شرف الدين از نبيرهء ملك اخلاط كه و الحالة هذه در زمرهء امراء او انخراط يافته بود رنجيد و حكم سياست برو راند صاحب را از آن مقال انفعال ظاهر شد و شرف الدين را در آن بادره توبيخ تمام كرد كه در هدم وجود ادمى كه بنيان مؤسّس حق است سيّما كه ملك‌زاده باشد و از جور دور روزگار خدمتگار تو شده رضا دادن
هامش
a. كمالماPbP ici sans points .c. جهتPdsans points .؟ ؟ ؟P* الاوامر العلائيه ص 565