تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
از ديانت و مروّت دور مىافتد شرف الدين از آن متوهّم شد روزى از سيران او نيز راه ارزنجان گرفت صاحب تا عداوت متمادى نشود تاج الدين سيمجورى را با نظام الدين استاد الدار نزد شرف الدين فرستاد و چون به دو پيوستند شرف الدين از فرط تنمير جوابها دور از كار داد فى الجمله بحضور نجم الدين قاضى سيواس و اكابر ديگر با او قرار نهادند كه سيصد هزار عدد از وجوه خاص بيرون ارزنجان و نكيسار كه بسرلشكرى مىخوردند برسانند تا در سرحد مملكت اقامت سازد و صادر و وارد را مراعات نمايد برين جملت عهد بستند و قارورهء مخالفت را شكستند و روى بدرگاه سلطان نهادند چون ايشان مراجعت كردند شرف الدين راه عصيان گرفت و لشكر كشيد و بنكيسار آمد چون آن تناقض صاحب را معلوم شد شمس الدين يوتاش با لشكرى انبوه بمحاربت او فرستاد تا در خروقى «
a
» از اعمال نكيسار او را منهزم كردانيد و گريخته بقلعهء كماخ رفت و بدان متحصّن شد صاحب كافهء سرلشكران را بمحاصرت او فرستاد تا بمكر و خداع اهل قلعه را ازو متوهّم كردانيدند چون شرف الدين را اتّفاق كلمت امّت معلوم شد نزد امراى كه خواستار او بودند پيام فرستاد و زنهار خواست و ايشان را متوسّط كرد كه جان او را از صاحب امان طلبند ايشان در آن باب نامهء به صاحب نبشتند صاحب در جواب آن ملتمس صحيفهء متلمّس اصدار كرد او بدان مغرور شده از قلعه فروآمد و با امرا روانه شد چون
هامش
aLecture douteuse .