تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و راه معاودت گرفتند و هركه در راه خسته مىشد و طاقت پيادگى نداشت مىكشتند

ذكر عزيمت صاحب مهذّب الدين نزد بايجو و تقرير مصالحت « * »

چون شكست لشكر واقع گشت صاحب مهذّب الدين به طرف اماسيه افتاده بود شنيد كه لشكر مغل قيصريه را بوجه محاصرت مسلّم كردانيد فخر الدين قاضى اماسيه را طلب داشت و فرمود كچون كار سلطنت بسبب جوانى و نادانى سلطان بدين منزلت سافله رسيد و درياء فتنهء كه در تموّج بود اندكمايه آرام گرفت اگر در تدارك كار اهمال رود نوعى از كفران باشد راى آنست كه اگرچه راه بر تير و شمشير است از انديشهء عواقب تنكّب كنيم و در پى مغل رويم و در صلح و هدنه زدن گيريم قاضى آن راى را پسنديد و بر صاحب آفرين گفت و هر دو باتّفاق پيش‌كشيها گوناگون ترتيب كردند و بفضل خدا قدم در راه خوف و رجا نهادند و روان شدند و پيشتر قصّاد نزد بايجو نوين ارسال كردند بايجو و نوينان ديگر از آن مسألت و جرأت تعجّب نمودند و در حدود ارزن الروم صاحب و قاضى ببايجو پيوستند و خدمات تقديم داشتند و در استعطاف و استمالت او يد بيضا نمودند بايجو در نوازش ايشان ملاطفه نمود و با لشكر مغل كوج بر كوج مىرفتند چون بمغان بيورت جرماغون پيوستند بايجو بر جرماغون رفت و صاحب مهذّب الدين و قاضى فخر الدين را طلب داشت و سوال كرد كه موجب آمدن شما چيست صاحب جواب داد كه بارى تعالى ايلخان اعظم را ابد الزمان پاينده داراد نوين را معلوم باشد كه اگر [ الله ] درين كرّت دولت شما را معاونت كرد و بر
هامش
* الاوامر العلائيه ص 531