و بعضى را اندك شمرد صاحب بر هرچه نبشته بود چيزى زيادت كرد چنانك برضاء بايجو مقرون شد آنگه بايجو صاحب را طلب داشت و بر اتمام مرام او مژده فرمود صاحب دامان بايجو را گرفته تاكيد عهد و پيمان كرد و باتّفاق كافهء نوينان بنيان صلح را استحكام داد و در صحبت صدر كبير فخر الدين بخارى «
a
» به حضرت سلطنت مراجعت نمود و بسدّ ثلمه و مرمّت رخنه مشغول شد
ذكر معاودت صاحب شمس الدين از شام به حضرت سلطنت « * »
چون صاحب شمس الدين بطلب لشكر سوى حلب رفت اجناس اجناد كه اعداد ايشان در حيّز تعداد نيامدى فراهم آورد و ارزاق همه را شش ماهه بتقدمه رسانيد و امروز و فردا غزايم تصميم خواست يافتن ناگاه خبر كسر لشكر و انهزام سلطان و تفرّق جموع شنيدند نيّات از سر اضطرار فتور يافت و قلوب بسبب ردّ صحاح دراهم و دنانير كسور پذيرفت بطريق مساهلت بعضى را استرداد كرد و بيشتر زر در كيسه در نواحى جهان پويان و دوان شدند اكابر و اعيان ممالك روم از قيصريه و ملطيه و ديگر جوانب از راه سيس بحلب آمدند ارامنهء سيساباد الله حالهم و أفنى رجالهم با ملتجئان اسلام دست غدر و غارت دراز كردند و والدهء سلطان را باز داشتند عاقبت بمغل سپردند و پيغمبر را عليه السلام ناسزا مىگفتند فى الجمله روميان را در حلب جمعيّتى تمام ظاهر شد و خبر رسيد كه سلطان از معركه كوسهداغ بسلامت بقونيه پيوست و لشكر مغل روى بمغان نهاد
هامش
aP sans points . On trouve sur la ligne ecrit d'une autre( ) ؟ ؟ ؟ بيلىmain que celle du copiste* الاوامر العلائيه ص 535